تحقیق بررسی مرگ مغزی در پزشکی قانونی

Word 29 KB 32748 16
مشخص نشده مشخص نشده حقوق - فقه
قیمت: ۲,۰۰۰ تومان
دانلود فایل
  • بخشی از محتوا
  • وضعیت فهرست و منابع
  •  

    مقدمه:
    تعریف نوین پزشکی از مرگ :
    در زمان‌های قدیم حتی تا اوائل قرن نوزدهم، تعریف مرگ آسان و ساده بود. چرا که توقف قلب معادل مرگ دانسته می‌شد. این دیدگاه تا قبل از ابداع روش‌های جدید بازگرداندن دوباره به حالت حیات، حاکم بود. کمپس، پرفسور فقید انگلیسی که آثار جاودانه‌ای مانند کتاب پزشکی قانونی از او به یادگار مانده، می‌گوید: «مرگ به هر صورتی که باشد یک امر پزشکی است». بنابراین تشخیص وقوع مرگ و زمان آن در صلاحیت کارشناس یعنی پزشکی قانونی است. چرا که آثار مترتب بر آن از اهمیت بسیاری برخوردار است. آثاری چون تحقق یا عدم تحقق قتل، تعیین قاتل، نوع قتل، ارث، دیه و ...، از آن قبیل است.
    از نظر پزشکی مرگ، توقف کامل و بی‌بازگشت اعمال حیاتی است و معمولا ابتدا قلب از کار افتاده و در پی آن مرگ سلولهای مخ فرا رسیده و درنتیجه‌ی آن تنفس و حس و حرکت از بین می‌رود وگاهی بالعکس ابتدا مرگ بافتهای مغزی پیش می‌آید و قطع تنفس و در نتیجه فقدان اکسیژن در خون باعث از کار افتادن قلب می‌گردد و در هر دو صورت مرگ قطعی و واقعی فرا می‌رسد.
    حقوقدانان براساس فقه و با تکیه بر یافته های پزشکی مرگ را در چهار نوع دانسته‌اند:
    الف- مرگ ظاهری :
    مرگ ظاهری حالتی بین مرگ و زندگی است که در طی آن اعمال تنفسی و حرکات قلبی بی‌نهایت خفیف شده و حتی در ظاهر متوقف به نظر می‌رسد. در این شرایط با انجام اقدامات احیای تنفس مصنوعی و رساندن اکسیژن و تحریک قلب با الکتروشوک امکان بازگشت شخص به زندگی وجود خواهد داشت.
    حالت اغمای عمیقی که در اثر مصرف دارو‌های خواب‌آور یا روان گردان و مسکن‌های قوی پیش می‌آید و موجب می‌شود که ضعف شدید حرکات تنفسی و عدم احساس تپش قلب و سردی انتهاها و به‌ خصوص عکس‌العمل‌‌های خفیف وتری یا حسی، یک مرگ ظاهری را به صورت مرگ حقیقی جلوه دهد. مرگ ظاهری پایان حیات انسان نیست و هر اقدامی که عقلا منتهی به مرگ واقعی چنین اشخاصی شود حسب مورد می‌تواند مشمول یکی از انواع قتل باشد. امروزه با پیشرفت علم پزشکی و استفاده از وسایل و ابزار‌های مکانیکی و تکنیکی در احیای قلب و تنفس، می‌توان تا مدت‌ها افراد بشر را از ادامه حیات و بازگشت به زندگی برخوردار نمود. لازم به ذکر است که کما یا اغمای عمیقتر زمانی است که کلیه اعمال مغز به صورت غیر قابل برگشتی درآید در حدی که تنفس خود به خود، قطع گردد. این نوع از کما منجر به مرگ مغزی است.
    ب – مرگ قطعی :
    مرگ وقتی قطعی است که اعمال قلبی و عروقی و حسی و حرکتی به طور کامل از بین برود و برگشت آن امکان نداشته باشد. علایم مرگ حقیقی عباتند از توقف جریان خون، توقف تنفس، اتساع و ثابت ماندن مردمک در هر دو چشم و ازبین رفتن امواج قلب و مغز. معمولا مرگ حقیقی سه تا پنج دقیقه پس از قطع تنفس و جریان خون و به عبارت دیگر ظاهر شدن علایم ذکر شده فوق به وقع می‌پیوندد. بنابراین بارزترین مصداق ازهاق نفس و مرگ، این نوع از مرگ است.
    ج – مرگ مغزی :
    مرگ مغزی را نباید با مرگ قطعی اشتباه کرد. مرگ مغزی عبارتست از «توقف غیر قابل بازگشت تمام اعمال مغزی». باید توجه داشت که تنها از بین رفتن اعمال عالیه که مربوط به تخریب قشر مخ است برای توجیه مرگ کافی نیست و مرگ مغزی، مرگ تمام مغز یعنی قشر و ساقه مغز است که با سکوت ممتد و چندین ساعته نوار مغزی و منفی بودن عکس‌العمل‌های تحریک چشمی و پوستی و حلقی و ...، با صرف وقت و دقت قابل تشخیص است. مطابق ماده 1 آیین نامه اجرایی قانون پیوند اعضای بیماران فوت شده یا بیمارانی که مرگ مغزی آنها مسلم است، مصوب 25/2/1381 هیات وزیران : «مرگ مغزی عبارتست از قطع غیر قابل برگشت کلیه فعالیت‌های مغزی کورتیکال ( قشر مغز)، ساب کورتیکال (لایه زیر قشر مغز) و ساقه مغز به طور کامل».
    طرح مرگ مغزی در اینجا به لحاظ این است که تعریف سنتی مرگ، معیار از کار افتادن فعالیت مغز را شامل نمی‌شد. زیرا هیچ روشی برای تشخیص مرگ مغزی وجود نداشت. اما اکنون وضع تغییر کرده و با به کارگیری دستگاه‌های احیاء کننده و حمایتی جدید امکان بازگرداندن حیات با معیار‌های مورد نظر گذشته یعنی تنفس مستمر و ادامه ضربان قلب امکان پذیر است. تصویب ماده واحده بیمارانی که مرگ مغزی آنها مسلم است، به طور ضمنی به یکسان انگاری مرگ مغزی و مرگ قطعی می‌انجامد. به ویژه که مقنن با بکار گیری جملات و تعابیری مانند: «بیمارانی که مرگ مغزی آنها مسلم است.» پس از عبارت «بیماران فوت شده»، و نیز استفاده از واژه میت و بالاخره اجازه برداشت اعضاء سالم کسی که دچار مرگ مغزی شده است، نشان می‌دهد که مرگ مغزی از نظر نتیجه با مرگ قطعی تفاوتی نمی‌کند. بنابراین باید گفت ایراد هر نوع صدمه منتهی به مرگ مغزی قتل محسوب است. البته صدمات وارده به کسی که دچار مرگ مغزی است، جنایت بر مرده خواهد بود. البته بیمار در ماده قانونی فوق الذکر ممکن است به سبب طفره رفتن قانونگذار از اظهار نظر در مورد مرگ بودن مرگ مغزی باشد.
    البته برخی حقوقدانان مرگ مغزی را ملحق به حیات غیر مستقر نموده و حکم آن را در مورد مرگ مغزی نیز جاری دانسته و این دو قسم را یکجا بیان نموده‌اند.
    د – حیات غیر مستقر یا مرگ حکمی :
    قانونگذار در ماده 217 قانون مجازات اسلامی به تبعیت از مشهور فقهای شیعه و چه بسا در جهت رفع اختلاف پیرامون تشخیص زمان مرگ، سخن از وجود حد فاصلی بین زمان حیات قطعی و زمان مرگ قطعی زده است که بدان حیات غیرمستقر گفته می‌شود. از مجموع دیدگاه فقها و حقوقدانان و قانونگذار می‌‌‌‌‌‌‌توان به نتایج زیر در این مورد دست یافت:
    حیات مورد حمایت شرع و قانون حیات مستقر است و حیات غیر مستقر معادل مرگ است.
    حیات غیر مستقر یعنی کسی که آخرین رمق حیات را دارد و به عبارت دیگر هر چند دچار مرگ قطعی ( توقف کامل فعالیت مغز، قلب، و ریه‌ها) نشده است ولی همانند مرگ مغزی بازگشت او به حیات مستقر محال است.
    چنین کسی در حکم مرده است و صدمه به او، جنایت بر مرده تلقی می‌شود.
    در باب معیار تشخیص حیات غیر مستقر، فقها نظرات متفاوتی ابراز داشته‌اند. طول زمان قابل زیست (کمتر از یک روز زنده باشد)، وضعیت جسمی مجنی علیه ( زوال ادراک، شعور، نطق و حرکت اختیاری) و تشخیص عرف؛ سه معیاری است که توسط‌اندیشمندان فقه و حقوق ابراز شده است. بعضی نویسندگان ملاک در احراز حیات مستقر را صدق عرفی آن دانسته‌اند و تصریح کرده‌اند که ضابطه در احراز حیات غیر مستقر، تفاهم عرفی است (و در تشخیص درحکم مرده به هر دو عنصر طول زمان و شرایط بدنی مجنی علیه مبتنی بر نظر عرف توجه شده است). به نظر می‌‌‌‌‌‌‌رسد استناد به عرف برای تشخیص حیات مستقر از غیر مستقر در قرن‌ها پیش که علم پزشکی محدودیت‌های بی‌شماری داشته است، تنها راه حل بود ولی، اکنون و در مقطعی از زمان که پیشرفت‌های این علم شگفت‌انگیز است و با عنایت به این که موضوع مرگ و حیات ماهیتا در چارچوب علم پزشکی قابل بررسی است، احاله چنین امری به عرف غیر‌قابل قبول باشد.
    تسری حکم ماده 217 به غیر مورد ضرب و جرح مانند بیماری‌های غیر قابل علاج و یا وضعیت جسمی و روحی اشخاصی که در شرایط حیات غیر‌مسقر قرار داشته باشد ، بلا‌مانع است. زیرا به نظر می‌رسد، کانون توجه مقنن وضعیت مقتول بوده و نه علت بروز آن.
    در نهایت به نظر می‌رسد که مرگ به عنوان نتیجه لازم در قتل عمدی به دو صورت محقق می‌‌‌‌‌‌‌شود: مرگ قطعی و مرگ نسبی که همان حیات غیر مستقر است و مرگ مغزی مصداقی از آن به حساب می‌آید.
    مغز به عنوان پیچیده ترین عضو بدن جایگاه احساسات، غرایز، تفکر و بسیاری از واکنش های آدمی است و کوچک ترین آسیب به آن می تواند عوارض جبران ناپذیری به همراه داشته باشد
    تعریف مرگ مغزی :
    توقف غیر قابل بازگشت کلیه اعمال مغزی را مرگ مغزی گویند به عبارت دیگر مرگ مغزی به معنای از دست دادن تمامی عملکردهای مغز است و در پی توقف کامل جریان خون به این عضو حساس بدن به وجود می آید. که تحقق این تعریف بستگی به دو موضوع مهم دارد:
    اولاً : علت واضحی برای غیر قابل بازگشت بودن توقف اعمال مغز وجود داشته باشد مثلا اصابت گلوله به جمجمه یا خونریزی وسیع خودبخودی مغزی و غیره.
    ثانیاً :کلیه اعمال مغز دچار وقفه شده باشند که شامل اعمال مخ (نیمکره های مغزی) و ساقه مغز می باشد بنابر این کلیه واکنش های ساقه مغز باستی مختل باشد تا تعریف فوق تحقق یابد.
    اعمال نیمکره های مغزی بطور عمده شامل دیدن- شنیدن- صحبت کردن- تعقل و تفکر و غیره می باشد. بیماری که در حالت بیهوشی یا اغماء به سر می برد این اعمال را نداشته و بنابراین نیمکره های مغزی غیر فعال می باشند ولی چنین بیماری هنوز می تواند تنفس خودبخودی، واکنش نوری مردمک ها و حرکات خودبخودی در اندامها و چشمهایش داشته باشد که نشانه فعالیت ساقه مغزی می باشد.
    ساقه مغزی بطور عمده مسئول تنظیم تنفس، تنظیم واکنش نوری مردمک ها، ایجاد حرکات خودبخودی چشمها و اندامها و تنظیم بلع و غیره می باشند.
    بیماری که علاوه بر حالت اغماء عمیق تنفس خودبخودی نداشته باشد مردمک هایش ثابت و بدون واکنش نوری باشد یا هیچگونه حرکتی در اندامها و چشمهایش با هر گونه تحریکی نداشته باشد و واکنش و نیز در وی مختل باشد به معنی توقف کامل کلیه اعمال مغزی تلقی شده بعبارت دیگر دچار مرگ مغزی شده است.
    وضعیت های بالینی خاص مثل کمای عمیق، حالت دسربره، حالت دکورتیکه و حالت
    نباتی و غیره . که بعضی یا تمام اعمال ساقه مغز وجود دارند را نبایستی با مرگ مغزی اشتباه کرد.
    علل شایع مرگ مغزی :
    تصادفات رانندگی، وارد آمدن ضربه شدید به سر، سقوط از ارتفاع، غرق شدن در آب، مسمومیت ها، خونریزی های داخلی مغز، نارسایی خونی- مغزی، ضایعات فضا گیر داخل جمجمه (تومورها، عفونت ها و ....)، هیپوکسی مغزی ناشی از توقف قلب که با اقدامات احیاء قلب و ریه بازگشت نموده اند و همچنین سکته مغزی.
    مرگ مغزی چگونه رخ می دهد :
    آسیب های شدید بافتی که به علل مختلف به مغز وارد می شود، در نهایت منجر به تورم بافتی شده و از آنجا که مغز در فضای بسته بین استخوان های جمجمه قرار گرفته و امکان افزایش حجم ندارد، بنابراین این تورم بافتی به قسمت های پایین تر مغز (ساقه مغز) فشار وارده کرده و باعث فتق مغزی و مختل شدن گردش خون به مغز می شود که این خود در نهایت اکسی ژن رسانی را مختل و کم می کند و سرانجام موجب مرگ مغزی می شود
    این فرایند ممکن است چند دقیقه یا چند روز بدرازا بکشد. قلب به کمک دستگاه تنفس مصنوعی به فعالیت ادامه داده، به اعضای دیگر اکسیژن می رساند، در حالیکه بافت مغز و ساقه مغز که وظیفه کنترل تنفس و ضربان قلب را بر عهده دارند از این ماده حیاتی(اکسیژن) محروم مانده، دچار مرگ می شوند
  • فهرست:

    تعریف نوین پزشکی از مرگ .................................................................3
    الف- مرگ ظاهری ...............................................................................................3
    ب – مرگ قطعی .................................................................................................3
    ج – مرگ مغزی.....................................................................................................4
    د – حیات غیر مستقر یا مرگ حکمی ...........................................................................4
    تعریف مرگ مغزی..........................................................................................6
    علل شایع مرگ مغزی.......................................................................................6
    مرگ مغزی چگونه رخ می دهد..........................................................................7
    وضعیت های مشابه مرگ مغزی..........................................................................7
    تشخیص مرگ مغزی........................................................................................7
    معیار های بالینی مرگ مغزی.............................................................................7
    نبودن وضعیت های مشابه مرگ مغزی..................................................................9
    مدت زمان نظارت بر بیمار دچار مرگ مغزی.........................................................9
    آزمون های تأیید کننده مرگ مغزی........................................................................9
    اعلام مرگ مغزی..........................................................................................10
    شرایط اعلام مرگ مغزی..............................................................................................11
    چرا در مرگ مغزی، بیمار تا مدتی دارای ضربان قلب و تنفس می باشد؟....................12
    کما چیست؟ آیا همان مرگ مغزی است؟................................................................12
    زندگی نباتی چیست و چه فرقی با مرگ مغزی دارد؟...............................................12
    آیا از ظاهر فرد بیمار میتوان فهمید که او دچار مرگ مغزی شده است؟.......................13
    آیا بیمار بدنبال مرگ مغزی درد را احساس می کند؟..............................................13
    آیا مواردی از مرگ مغزی بوده است که بهبود یافته باشند؟........................................13
    فهرست منابع................................................................................................

    منبع:

    صادقی، محمد‌هادی؛ جرایم علیه اشخاص، نشر میزان، تهران، 1380، چ اول، ص 37.
    2. آقایی‌نیا، حسین؛ جرایم علیه اشخاص(جنایات)، نشر میزان، تهران، 1386، چ سوم، ج2، ص 49، نیز: گودرزی، فرامرز؛ پزشکی قانونی، تهران، نشر انیتشتن، 1368، چاپ اول، ج1، ص323.
    3. سپهوند، امیرخان؛ جرایم علیه اشخاص، تهران، نشر مجد، 1386، چ اول،ص 34، و گودرزی، پیشین، ص 322.
    4. سپهوند، امیرخان؛ پیشین، ص 34.
    5. آقایی‌نیا، پیشین، ص 50.
    6. حبیبی، حسین؛ مرگ مغزی و پیوند اعضا، قم، نشر دفتر تبلیغات حوزه علمیه قم، 1380، چ اول، ص 66.
    7. آقایی‌نیا، پیشین، ص 50.
    8. همان، ص 50.
    9. سپهوند، امیرخان؛ پیشین، ص 35.
    10. آقایی‌نیا،پیشین، ص 51.
    11. سپهوند، امیرخان؛ پیشین، ص 35 و نیز، صادقی، محمد هادی؛ پیشین، ص 46.
    12. صادقی، محمد هادی؛ همان، ص 46.
    13. آقایی‌نیا،پیشین، ص 52.
    14. همان، ص 53 و نیز، سپهوند، امیرخان؛ پیشین، ص 35.
    15. آقایی‌نیا،همان، ص 53 و نیز ولیدی، محمد صالح؛ حقوق جزای اختصاصی، تهران، نشر امیرکبیر، 1374، چ چهارم، ص 71.
    16. صادقی، محمد هادی؛ پیشین، ص 48 و نیز آقایی‌نیا،همان، ص 53.
    17. آقایی‌نیا،همان، ص 53.
    18. همان، ص 53.
    19. همان، ص 54.
    20. دکتر غلامرضا بهادرخان متخصص جراحی مغز و اعصاب ،کلیات جراحی اعصاب ،فصل مرگ مغزی،
    21. منبع:http://www.pajoohe.com

تعريف نوين پزشکي از مرگ : در زمان‌هاي قديم حتي تا اوائل قرن نوزدهم، تعريف مرگ آسان و ساده بود. چرا که توقف قلب معادل مرگ دانسته مي‌شد. اين ديدگاه تا قبل از ابداع روش‌هاي جديد بازگرداندن دوباره به حالت حيات، حاکم بود. کمپس، پرفسور فقيد انگليسي که آ

واگذاري اعضاي بدن شخص فوت شده يا مبتلا به مرگ مغزي با حق معنوي احترام جسد انسان پس از مرگ ارتباط مي‌يابد؛ اما نظر به اين که يگانه راه استفاده از اعضاي افراد فوت شده در اثر مرگ طبيعي فقط چند دقيقه پس از مرگ است و چون عملاً از لحاظ علم پزشکي به طور مع

چکیده واگذاری اعضای بدن شخص فوت شده یا مبتلا به مرگ مغزی با حق معنوی احترام جسد انسان پس از مرگ ارتباط می‌یابد؛ اما نظر به این که یگانه راه استفاده از اعضای افراد فوت شده در اثر مرگ طبیعی فقط چند دقیقه پس از مرگ است و چون عملاً از لحاظ علم پزشکی به طور معمول چنین امری مقدور نیست، پزشکان به مرگ مغزی توجه ویژه‌ای نشان می‌دهند؛ حالتی که در آن اعضای بدن فقط دارای نوعی حیات نباتی ...

تاریخچه اورژانس در ایران در سال 1354 در اثر ریزش سقف یکی از سالنهای انتظار فرودگاه مهرآباد تهران تعداد زیادی کشته و مجروح شدند و این در حالی بود که هیچ سیستم از قبل طراحی شده ای برای کمک و انتقال به مجروحین در اینگونه حوادث ناگهانی وجود نداشت، بعد از این حادثه سیستم فوریتهای پزشکی کشور با عنوان اورژانس ۱۱۵ کشور با همکاری کشور آمریکا تأسیس شد و ایران بعنوان چهارمین کشور دارنده ...

سرطان یعنی رشد ، تکثیر و گاهی انتشار غیر طبیعی سلولهای بدن. تمامی سرطانها دارای الگوی رشد مهارگسیخته و تمایل به جدا شدن از منشا اصلی و متاستاز هستند. دید کلی جسم انسان از میلیونها میلیون سلول تشکیل شده است که در کنار هم ، بافتهایی مانند ماهیچه‌ها ، استخوان و پوست را می‌سازند. اغلب سلولهای طبیعی بدن در پاسخ به تحریکاتی که از داخل و خارج بدن به آنها وارد می‌شود، رشد و تولیدمثل ...

توانمندسازي(توانا سازي) فرايند قدرت بخشيدن به افراد است. در اين فرايند به کارکنان خود کمک مي کنيم تا حس اعتماد به نفس خويش را بهبود بخشند و بر احساس ناتواني و درماندگي خود چيره شوند. تواناسازي در اين معني به بسيج انگيزه هاي دروني افراد مي انجامد.(

گردش کار برگ بازجویی از متهم ضمیمه پرونده است: ساعت 25/11 از مسیر غرب به شرق زیر پل سیدخندان در حرکت بودم ناگهان عابر پیاده جلوی خودرومن ظاهر پس از ترمز کردن خودرو نامبرده به زمین افتاد سرعت خودرو بسیار کم بود بعد از تصادف خودم شخص مصدوم را به بیمارستان بنی هاشم رساندم. یکی از مأمورین جهت بازجویی از مصدوم به بیمارستان اعزام شدند برابر گزارش وی مصدوم که سرباز ناجا بوده قادر به ...

جرم مستمر جرم در لغت به معنای گناه است.[1] و در اصطلاح حقوق کیفری تعاریف مختلفی از جرم شده است و یک تعریفی که بتواند بر سایر تعاریف غلبه یابد و مورد قبول همگان واقع شود وجود ندارد چون هر یک از این تعاریف اغلب از گرایشهای نظری مکتبهای خاصی ملهم شده و دارای مبانی نظری مختلف هستند.[2] در قانون مجازات اسلامی هر فعل یا ترک فعلی که در قانون برای آن مجازات تعیین شده باشد جرم محسوب ...

با افزايش تعداد بيماران نيازمند پيوند عضو به ويژه کليه در ايالات متحده و کمبود اهدا کننده، عده‌اي از پزشکان و سازمان‌هاي اجتماعي و مديران بانک‌هاي اعضاي بدن، پيشنهاد ايجاد بازاري را براي مبادله اعضا مطرح کرده‌اند. در مقابل، منتقدان مي‌گويند که چنين

تشکیل دادگاه اطفال و نوجوانان که آذرماه سال ۱۳۸۲ تقدیم مجلس شده بود، عاقبت پس از سه سال در دستور کار کمیسیون قضایی مجلس هفتم قرار گرفت. بنا به سخنان نمایندگان مجلس در صورت تصویب این لایحه کودکان زیر ۱۸ سال مشمول تخفیف در مجازات شده و از اعدام و سایر مجازات های سنگین معاف می شوند. تخفیف در مجازات کودکان خواسته یی است که سال ها است از طرف فعالان حقوق کودک پیگیری می شود و طرح این ...

ثبت سفارش
تعداد
عنوان محصول