تحقیق پایان دیکتاتور

Word 4 MB 34359 54
مشخص نشده مشخص نشده تاریخ
قیمت: ۵,۴۰۰ تومان
دانلود فایل
  • بخشی از محتوا
  • وضعیت فهرست و منابع
  • صدام حسین درسال 1937 / 1317 در یک خانوادۀ روستایی فقیر و بی زمین دردهکده ایی به نام العوجه در نزدیک شهرتکریت درساحل رودخانه دجله ، صد و شصت کیلومتری شمال بغداد به دنیا آمد .

     

    خانم ژولیت میلر و میلروی درکتابی دربارۀ صدام می نویسند : شرح احوال نخستین سالهای عمر صدام حسین چندان روشن نیست ، پدروی ، المجید ، گفته اند قبل ازتولد صدام و یا چند ماهی بعد از به دنیا آمدن او دارفانی را وداع گفته . البته درعراق گفته می شود پدرصدام زن و فرزندان خود را رها کرد و رفت . مادر صدام زنی به نام صبحه بود که به تنهایی خانواده را اداره می کرد . تا اینکه با ابراهیم حسن که زن و بچّه داشت آشنا شد ، صبحه زنی افسرده و پرخاشگربود . ابراهیم حسن پس ازطلاق دادن زن خود ، صبحه را به عقد خویش درآورد ، ناپدری صدام حسین مردی خشن و نامهربان بود و ازابتدا صدام را به دزدی مرغ و گوسفند وامی داشت . او قساوت و شقاوت را درسالهای کودکی آموخت و سنگدلی در وجودش به صورت جرثومۀ چرکین پایان ناپذیری درآمد . اگرناپدری صدام با آزاردادن و تحقیرکردن وی ، وادارش نمی کرد از روستای العوجه به شهر مهاجرت کند ، سرنوشت او با سرنوشت هزاران کشاورز روستایی و فقیردیگر تکریت تفاوتی نداشت . او آرزوهای زیادی در سر می پروراند ، صدام می خواست روزی تمامی کمبودهای دوران کودکی و نوجوانی اش را جبران نماید ، عقده هایی که روز و شب روح او را شکنجه می داد .  نقاشیهای بزرگ ، مجسمه ها ، ترانه هایی سرشار از مدح او ، انجام کارهایی برای پیدا کردن چهرۀ جهانی و ... تمام حکایت از این دارد که صدام حسین ، در دوران قبل از حکومتش عقده های فراوانی داشته و با انجام چنین حرکات و صدور این نوع احکام سعی در جبران کردن گذشته داشته است .  او با منطق زور و افکار دیکتاتورانه می خواست تمام اطرافیان بدون چون و چرا ، دستوراتش را انجام دهند و اگر کسی بی اعتنایی می کرد ، خود و خانواده اش به شدیدترین مجازاتها محکوم می شدند .

     

                                                       

    وی با تشکیل دادن زندگی شاهانه برای خود و خانواده اش ، می خواست از همه بالاتر باشد . او با اختراع درجات نظامی ، بالاترین آنها را به خود اختصاص می داد مانند : ارتشبد داران و ... صدام برای به چنگ آوردن قدرت ، خونهای بسیاری ریخت ، حکم های ناحق زیادی صادر کرد و خانواده های بسیاری را از هم پاشید . وی با خطرهای بی شماری دست و پنجه نرم کرد و بارها مرگ را مقابل خود دید ، اما آنچنان دلش برای قدرت و ثروت بی تابی می کرد که مانند مجنونی به مقابله با آن می رفت . باید انصاف را در نظر گرفت ، صدام حسین برای بدست آوردن چنین موقعیتی تلاشهای بسیاری کرد و سختیهای زیادی را متحمل گشت . هنگامی که وی به دلیل بدرفتاریهای ناپدری اش از خانه گریخت و نزد دایی خود خیرالله طلفاح رفت ، با محبت دایی رو به رو شد . خیرالله وی را به مدرسه فرستاد و راهنمای خوبی برای صدام بود . البته صدام جواب محبتهای وی را داد و در زمان قدرت وی را به مقام شهردار بغداد گمارد . خیرالله با صحبتهای خود دربارۀ هیلتر ، صدام نوجوان را عاشق او ساخت و اثر این گفته ها در دوران قدرت صدام حسین نمایان گشت . وی در دستگاه خود بسیاری جاها با الگو گرفتن از سازمان دولتی هیتلر، اقداماتی انجام داد . مانند ایجاد یک دفتر ویژه اطلاعات ، یا سازمان امن الحزب (سازمان امنیت حزب بعث) شبیه به اس.د در آلمان نازی .  صدام دردوران تحصیل دردبیرستان با اندیشه ها و آرمانهای رهبران حزب سوسیالیست ملّی بعث آشنا شد . خیرالله طلفاح (دایی صدام و دراصل مرّبی وی) نیزازاعضای این حزب بود . صدام برآشفته و خشمگین و با دلی پرکینه ازستمی که گمان میکرد ، روزگار، طبیعت ، خداوند ، دولت ، پدرش (با زود مردن یا طلاق دادن مادرش) ، ناپدری اش (با آزاردادن او) ، ارتش عراق با رد کردن او درآزمایش ورودی به دبیرستان نظام درحقش روا داشته اند ، درسال 1955 / 1335 درتاریخی مجهول به حزب سوسیالیست بعث عربی پیوست . درجریان سوءقصدی که به جان قاسم رئیس جمهورعراق درپائیزسال 1959 / 1338 صورت گرفت ، نقش صدام عبارت بود از : حمایت ازتیراندازان برای خارج کردن آنان ازمعرکه . درنهایت ، جریان ترورقاسم ناکام ماند و صدام به یاری شاخۀ عراقی حزب بعث ازکشورگریخت . صدام ابتدا به سوریه رفت و پس ازمدّتی اقامت دراین کشور، راهیِ کشورمصرشد . صدام می دانست که همفکران نظامی حزب بعث درارتش عراق بی کارننشسته اند ، درحالی که ژنرال قاسم به خود درجات سرلشکر و سپهبد می داد . پس از کودتای عارف و البکر ، دربهمن 1341 و کشتن ژنرال عبدالکریم قاسم عراق برای صدام حسین محل امنی گردید ، پس ازچندی احمد حسن البکر که اهل تکریت بود و با صدام فامیل بود با کمک دو تن ازمؤثرترین افسران ارتش توانست عبدالسلام عارف را از تخت قدرت پائین بکشد ، کودتای دوّم در عراق شکل گرفت و او به قدرت رسید .

     

     

    احمد حسن البکر

     

    دراین زمان بود که صدام حسین کم کم توانست دردستگاه سیاسی حکومت عراق به قدرت برسد . او مانند صیّادی که طعمۀ خویش را ساعتها زیرنظر می گیرد ، مدتها اطرافیان و افراد دارای پست حساس را کنترل می کرد تا مبادا خطوط قلم هایشان طرح کودتایی را رسم کند و کار حزب بعث تمام شود . صدام حسین ، می دانست این نوع شانسها درخانۀ هرکسی را نمی زند و باید به هرشکل شده موقعیت خود را حفظ کرده و در کنار آن باید مقام خود را ارتقاء دهد ، و اینگونه هم شد . صدام درکنار دوستان وفادارشرورش توانست با کمک فکر و مغز خود و استفاده از قدرت خویش در دستگاه سیاسی و نظامی عراق چنان پیشرفت کند که نتیجۀ آن مشاهده شد . صدام حسین با تصفیه های مکرر ، رفته رفته چشم زهرهای شدیدی از بلند پایگان نظامی و سیاسی گرفت . دراطراف صدام کم کم دیواره ایی متشکل و یک دست ازبرادران ناتنی و پسرعموها و پسرخاله های اوباش و شریر و آماده خونریزی اوکه همگی ازتکریت آمده بودند ، شکل گرفت . صدام بسیارموقعیت شناس بود و خود را برای پرشهای بلندتروجسورانه تر آماده می کرد ، او به رغم دنبال کردن دولت البکر، دولت ناپیدایی درشکم دولت جمهوری ایجاد کرده بود و نظرهای تند و خشن و افراطی خود را به شورای فرماندهی انقلاب و دولت القاء و تحمیل می کرد . درکمترازیکماه ، صدام بذر وحشت ازمرگ را در بغداد پاشید .

    صدام حسین که نایب شورای فرماندهی انقلاب و مرد دوّم عراق بود ، همچنان سرسختانه درگیربه ثمررساندن اهداف خویش بود . صدام با رفت و آمدهای زیاد خود به کشورهای قوی و مطرح جهان کم کم چهره ایی جهانی شد . با گذشت زمان و پیدا کردن قدرت بالا ، تنها درسرراه صدام ، ژنرال سالخورده و محافظه کار عراقی یعنی احمد حسن البکر قرارداشت . ازطرف دیگر در میان رهبران تراز اول حزب کسانی همچون خیرالله طلفاح ، پدرزن و دایی وی ، عزّت ابراهیم الدوری ، طارق عزیز ازجمله کسانی بودند که هوش و بی رحمی و ذکاوت و خونسردی آنها توجه صدام به قدرت رسیده را جلب می کرد . صدام حسین ، ازآغاز سال 1970 / 1349 گامی بلند به سمت نظامی – رزمی کردن تمام عیار عراق برداشت و نخستین طرف مذاکرۀ وی دراین باب اتحاد جماهیرشوروی سوسیالیستی بود . وی ضمن مسلح کردن ارتش به سازماندهی حزب بعث پرداخت. او با الهام گرفتن از رده های مختلف ناسیونال سوسیالیست آلمان (نازی) ، درجاتی برای اعضای حزب ، ازعضو ساده تا مقامات بالای آن تعیین کرد . صدام بدین ترتیب واژۀ پایان را درپائین صفحۀ کودتاهای نظامی نوشت ، زیرا ارتش عراق، به یک قدرت مناسب نظامی رسیده بود و مهمترازآن تمامی تشکیلات توسط صدام و یاران وفادارش به شدّت کنترل می شد . تمامی اشخاصی که می توانستند خطری برای دولت ایجاد کنند ، پاکسازی ، بازنشسته و یا اعدام شده بودند . تمامی ژنرالها درحزب بعث عضویت داشتند و ازوفادارترین نظامیان دستچین شده بودند ، نمونۀ بارز یکی ازاین ژنرالها ، عدنان خیرالله طلفاح ، برادرزن و پسردایی صدام بود . دراسفندماه سال 1353 ، هنگامی که شاه ایران وارد فرودگاه الجزایر شد ، رئیس جمهور و وزیرخارجۀ الجزایرراآمادۀ استقبال ازخود یافت . درکنارآنان مردی جوان ، بلند قامت ، خوش سیما و شیک پوش ایستاده بود که خوش دوخت ترین لباس کارخیاطان پاریس را به تن داشت . او صدام حسین التکریتی بود ،  معاون ریاست جمهوری عراق ، نایب شورای فرماندهی انقلاب ، دبیردوّم حزب بعث شاخۀ عراق و در حقیقت همه کارۀ کشور .

     

     

    وی مرد شمارۀ دو عراق به شمارمی رفت و با رفت و آمدهای خود به کشورهای مختلف چهره ایی جهانی پیدا کرد

     

    استعفای ژنرال احمد حسن البکر در ژوییه 1979 / تیرماه 1358 انجام شد . درجلسات شورای فرماندهی انقلاب ، تصمیم گرفته شد احمد حسن البکر که به شدّت بیمار و بویژه پس از مرگ همسرش درسه سال پیش دچار افسردگی شده بود و به ظاهر روزهای پایانی عمر خویش را می گذراند استعفا کند و این مرد 66 ساله کنار برود و جای خود را به صدام 41 ساله بدهد . البته این جابجایی به آسانی و بی صدا انجام نشد ، صدام حسین لیست بلندبالایی از همترازان ناراضی خود در ساختار حزب ، ارتش و دولت آماده کرده بود که به مانند قبل باید تصفیه می شدند ، و سرانجام همگی در گورهای سرد جا گرفتند . این متن چکیده هایی از مراتب به قدرت رسیدن صدام حسین بود ، کسی که توانست با ریختن خونها و ایجاد فضای خفقان و کنترل شدید افراد بلند پایه ، درکنار تشکیل قدرت کاملآ مورد اعتماد توانست 35 سال تمام برعراق حکمرانی کند و جبران تمامی زحمات و تلاشهایی را که انجام داده بود ببیند که البته این دنیا سرای گذر است . صدام به همه چیز رسیده بود ، قدرت ، ثروت ، شهرت و همچنین خانواده ایی که سالهای کودکی ازآن محروم بود . اما دراواخر حکومتش این خانواده را می شد ازهم پاشیده دید ، صدام تنها بخاطرحفظ قدرت و موقعیت رحم به دامادها ی خود نکرد و با فریب آنها را که به دلیل حفظ جان خود از عراق گریخته بودند را به بغداد بازگرداند ، سپس همسران و بچه هایشان را از آنها جدا کرد و بعد دستورداد محل سکونت هردو دامادش را به نارنجک و گلوله بستند . صدام اهل تبعید کردن و یا مخالف را در زندان نگه داشتن نبود ، او عقیده 

  • فهرست:

    ندارد
     

    منبع:

    ندارد

صدام حسين درسال 1937 / 1317 در يک خانواد? روستايي فقير و بي زمين دردهکده ايي به نام العوجه در نزديک شهرتکريت درساحل رودخانه دجله ، صد و شصت کيلومتري شمال بغداد به دنيا آمد . خانم ژوليت ميلر و ميلروي درکتابي دربار? صدام مي نويسند : شرح احوال نخستين

به نام خدا خلاصه تاريخ ايران زمان ميلادي زمان هجري سلسله پادشاه رويدادها پايتخت حدود 720 تا 550 پيش از ميلاد مادها ديا اکو ديااکو هفت قبيله آريايي را در

عراق در دوره هاي گوناگون از نظر تاريخي ، باستان شناسي ، اقتصادي داراي اهميت جهاني بوده است. مراودات ميان ايران و عراق در خصوص روابط دو جانبه منطقه اي و حتي بين المللي داراي فراز و نشيب بسياري بوده و بيش از آن که اين روابط بر پايه حسن هم جواري مبتني

تحقيق حاضر که به بررسي و کالبدشکافي جريان صدر در عراق ميپردازد در ابتدا مقدمه اي کوتاه از کشور عراق و تنوع و شکافهاي قومي در آن کشور و جايگاه خانواده صدر مي پردازد و سپس وارد مباحث اساسي اين گروه و کالبدشکافي آن مي گردد. شيعه به عنوان اکثريت جمعيت ع

16 سال حکومت استبدادی رضاخان پهلوی اول مقدمه 22 بهمن سال 1357، روز خاتمه بیش از دو قرن حکومت پادشاهان در ایران بود. در طول تاریخ کشور ما، اکثر پادشاهان در مقابل منافع ملی، فرهنگ و ارزشهای مردم قرار داشتند اما خاطره تلخ پادشاهان قاجار و فجایع سیاه رژیم پهلوی فراموش نشدنی است در دوران قاجار سرآغاز بیداری مردم و ایجاد شکاف عمیق میان پادشاهان با خواست مردم بود که تبلور این مبارزه را ...

نگاهي به شروع جنگ تحميلي و قطعنامه 598 از تصويب تا اجرا انقلاب اسلامي در 22 بهمن سال 57 با فروپاشي رژيم ستمشاهي به پيروزي رسيد و نظام جمهوري اسلامي به رهبري امام(ره) بنيانگذاري شد. با اين رويداد بزرگ نظم امنيتي منطقه به زبان ادبيات سياسي به هم

انقلاب اسلامي در 22 بهمن سال 57 با فروپاشي رژيم ستمشاهي به پيروزي رسيد و نظام جمهوري اسلامي به رهبري امام(ره) بنيانگذاري شد. با اين رويداد بزرگ نظم امنيتي منطقه به زبان ادبيات سياسي به هم ريخت، يعني ايران که تا آن زمان به عنوان يک قدرت منطقه‌اي حافظ

نگاهي به شروع جنگ تحميلي و قطعنامه 598 از تصويب تا اجرا انقلاب اسلامي در 22 بهمن سال 57 با فروپاشي رژيم ستمشاهي به پيروزي رسيد و نظام جمهوري اسلامي به رهبري امام(ره) بنيانگذاري شد. با اين رويداد بزرگ نظم امنيتي منطقه به زبان ادبيات سياسي به هم ريخت،

پيروزي انقلاب اسلامي در بهمن ماه 1357 و حاکميت نظام جمهوري اسلامي در ايران وضعيت تازه‌اي را در منطقه و جهان پديد آورد. خروج ايران از زير سايه بلوک غرب در نظام دو قطبي و اعلام استقلال کامل در نظام بين‌المللي و خروج از دايره‌وار بستگان امريکا در همساي

مقدمه: مصدق در سال 1261 در خانواده ای متمکمن و با نفوذ ودیوانی به دنیا آمد. پدرش میرزا هدایت الله وزیر دفتر بود پسر عموی میرزا یوسف مستوفی الممالک که زمانی صدراعظم ایران بود. وزیر دفتر از اخلاف بلافاصل آقامحسن آشتیانی بزرگ ”خاندان“ آشتیانی بود, که در دو قرن اخیر خاستگاه مردانی بوده است با استعدادی چشمگیر در عرصه سیاست و امور اجرایی و علمی. مادر مصدق ملک تاج خانم نجم السلطنه ...

ثبت سفارش
تعداد
عنوان محصول