دانلود مقاله فردوسی و شاهنامه

Word 55 KB 4447 15
مشخص نشده مشخص نشده مشاهیر و بزرگان
قیمت: ۲,۰۰۰ تومان
دانلود فایل
  • بخشی از محتوا
  • وضعیت فهرست و منابع
  • مقدمه

    درباره شاعران ما محققان و ادیبان تاکنون سخن بسیار گفته اند و در این باب بسی دشواری ها را نیز آسان کرده اند . شک نیست که بعضی از آنچه آنها با دقت و کنجکاوی هوشمندانه بررسی و تحقیق کرده اند خود ارزش بسیار ندارد و گه گاه تحقیقاتشان مصداق واقعی « هیاهوی بسیار برای هیچ » شده است ، لیکن بسیاری از آن تحقیقات نیز ماده و زمینه است برای نقد و داوری درست در باب شاعران .

    نکته در همینجاست که منتقد در بحث راجع به هر شاعر تا کجا باید دور برود ؟ چون در همه جا کافی نیست که نویسنده بداند چه باید بنویسد ، مواردی هم هست که مخصوصاً باید این را بداند که آنچه نباید بنویسد کدام است .

    باری محققان ما با دقت و حوصله یی که غالباً در خور تحسین و گاه مایه اعجاب است درباره بسیاری از شاعران گذشته سخن خود را گفته اند ، و اکنون نوبت نقادان است که در این باب به داوری برخیزند ، آثار شاعران گذشته را به میزان و محک درست بسنجند ونقد کنند و ارزش هریک را در عرضه گاه ادب و هنرجهانی به جا آورند . درست است که نقد امروز ما ، خاصه آنچه در روزنامه ها و مجله ها و در مقدمه کتابها بدین نام خوانده می شود ، بازاری و سطحی و آلوده به اغراض است ، اما دست کم در باره گذشتگان هنوز آن مایه ناروایی در میان نیست و هنوز کسانی هستند که بتوانند دور از تعصب و مخصوصاً دور از جهالت عامیانه به این مهم دست بزنند . این کاری است که اکنون در ادبیات ما ضرورت دارد و شدنی است . درحقیقت امروز دیگر نمی توان آنچه را « تاریخ ادبیات » و « سبک شناسی » می خوانند از قلمرو «نقد ادبی» بیرون شمرد . چون آنچه نسل امروز از نقاد و ادیب می خواهد فهم درست شعر و ادب گذشته و قضاوت درست درآن باب است . تحقیق در سرگذشت شاعر و محیط او ، مطالعه در نسخه های موجود ازآثارشاعر ، شیوه زبان و بیان او ، و این گونه مباحث ، اگر چه در جای خود مهم است ، لیکن به هرحال جز بدان قدر که ضرورت دارد مطلوب نیست و افراط دراین بحث ها سبب خواهد شد که مردم ، خاصه جوانان ، از ادب واقعی که مطلوب آنهاست مهجور بمانند و بیهوده در جستجوی آنچه مطلوب نیست سرگشته شوند .

    در این زمینه نیز از حاصل کار محققان بهره بسیار گرفته شده است و اگر در نقد هنر و اندیشه شاعران تازگی هایی درآن هست جای آن دارد که توجه بدان عذرخواه نقص هایی باشد که ضعف و نقص بشری در کمتر اثری اجتناب از آن را ممکن نشان می دهد . امید است که این مجموعه برای جوانان و دانشجویان فهم شعر گذشتگان را تا حدی آسان کند و دست کم شوق و علاقه به شعر و ادب را در آنان بیفراید .

     

     

     

     

     

     

     

     

    به نام خدا

    فردوسی و شاهنامه

    کجا خفته ای ای بلند آفتاب          

     

    نه اندر خور توست روی زمین          

     

    زشهنامه گیتی پرآوازه است

     

    تو گفتی جهان کرده ام چون بهشت

     

    زجابرخیز و بنگر کز آن تخم پاک

     

    بزرگان پیشینه بی نشان

     

    تو درجام جمشید کردی شراب

     

    اگر کاوه ز آهنی یکی توده بود

     

    تو آب ابد دادی آن نام را

     

    تهمتن نمک خوار خوان تو بود

     

    تویی دودمان سخن را پدر

     

    برون آی و بر فرق گردون بتاب

     

    زجاخیزو ، بر چشم دوران نشین

     

    جهان را کهن کرد و خود تازه است

     

    از این بشی تخم سخن کلی نگشت

     

    چه گلها دمیده است بر طرف خاک

     

    ز تو زنده شده نام دیرینشان

     

    تو بر تخت کاووسی بتی عقاب

     

    جهانها به سوهان خود سوده بود

     

    زدودی از او زنگ ایام را

     

    به هر هفت خان میهمان تو بود

     

    به تو بازگردد نژاد هنر [1]

    ابوالقاسم فردوسی که بود ؟

    اگر روزی سال شمار تفصیلی فرهنگ و تاریخ ادبی ایران تنظیم شود ، می توان ملاحظه کرد در سال 329 ه . ق / 940 م . وقایع مهمی روی داده که آن را به صورت یک نقطه عطف سزاوار توجه درآورده است . از زمره این حوادث مهم و قابل توجه مرگ رودکی پدر شعر فارسی و ولادت فردوسی استوانه به همانند زبان و ادب فارسی است . در شاهنامه و هیچ یک از منابع مربوط به سرگذشت او ، از سال دقیق ولادت شاعر سخنی به میان نیامده تا برسد به روز آن ، اما بارها در شاهنامه به سئوال های عمر هر آینده ای آن در مقاطع مختلف اشاره شده است و گاهی هم به روزهای ویژه ای از سال ، به طوری که محققان توانسته اند با این قرائن سال ولادت او را که همان سال 329 باشد معین کنند و ایضاً روز آن را با این حال در مورد همین سال ولادت هم تردیدهایی وجود داشت ، کما این که تا چند سال پیش سنگ قبر فردوسی هم ، که به وسیله انجمن آثار ملی تهیه شده بود ، سال 323 را زمان ولادت او نشان می داد . در تحقیقی که اخیراً یکی از محققان ایرانی در خارج از کشور انجام داده است با قرائن تاریخی و گاه شماری روز سوم ژانویه 940 میلادی ( برابر 329 ه ) سال و روز دقیق ولادت شاعر حماسه سرای توسی در تاریخ ادبیات ایرانی ثبت شد . از کودکی و نوجوانی شاعر آزاده توسی هیچ اطلاعی در دست نیست ، از قرائن پیداست که این سالها مقارن بوده است با ؟؟؟؟؟؟ که گروه دهقانان به ضرورت از پیش متشکل تر و بیدارتر بودند ، زیرا زمزمه مخالف با فرهنگ و میراث ایرانی رو به گسترش بود و به منظور حفظ دستاوردهای فرهنگی و ابقای تاریخ و سرگذشت قوم ایرانی نیاز به یک بسیج همگانی بیشتر از پیش احساس می شد .

     

    در این سالها خداوند شعر و حماسه فارسی به دلیل مال و مکنت خانوادگی و به رغم ناسازگاریهایی طبیعی و خشک سالی های پیاپی ، از نظر مالی دغدغه خاطری نداشت و
    می توانست با مطالعه و تحمل دریافت ها و دستاوردهای فرهنگی موجود در شهر و خانواده خویش به تحکیم بنیان های فکری و عقیدتی خود بپردازد . نام او لقب ابوالقاسم و شهرت شاعریش فردوسی ضبط شده است و با عنوان ابوالقاسم فردوسی به شهرتی عالم گیر
    رسیده است . اینکه برخی از منابع قدیم و یا جدید نام او را حسن یا منصور و نام پدرش را علی نوشته اند چیزی به اعتبار شاعری وی نمی افزاید ، فردوسی دهقان و دهقان نژاد بود ، بنابراین در یک خانواده فرهنگی و اهل معرفت پابه عرصه وجود گذاشته بود . و علاوه بر نانی که بر سفره خانواده گی خود داشت ظاهراً در پلاژ و تابران طوس آموزش های رسمی لازم را هم دید و زبان و فرهنگ نیاکان را هم فرا گرفت . برخی قرائن حاکی از آن است که فردوسی زبان پهلوی را ، که دیگر در زمانه وی رواج عام نداشته ، نیز می دانسته است . می توان پنداشت که او با عربیت و مطالعه ؟؟؟؟؟ شعر عرب هم انسی داشته است ، هرچند که از نشان دادن گرایشی و ابراز این مطلب به دلایل متعدد فکری و فرهنگی ، نمی توانسته است خشنود باشد ، که از شاهنامه برمی آید که او به دانش های زمانه خود ، از حکمت وفلسفه و ریاضی گرفته تا نجوم ، موسیقی و طب ، نیز در حد لزوم و اندکی بیشتر وقوف داشت است ، از شعر فارسی / تاریخ / افسانه و همچنین معارف دینی اسلامی بر ؟؟؟؟؟ تشیع دیگر سخنی نمی گوئیم . زیرا که ؟؟؟؟؟ بر بدیهیات خواهد بود ، در آن سالها که با ایام جوانی فرزانه توسی ، برابر بود به رغم آن گروه تازی مآب و متمایل و پشت گرم به دستگاه خلافت بغداد از فرهیختگان ایرانی ، دسته انبوه ایران گرایان و
    بی علاقه به ارتباط با بغداد ، ترویج و گسترش بنیان های فرهنگی قومی را وجهه همت قرار داده بودند  امرای سامانی و وزیران و مشاوران ایران دوست آنان ، که هنوز دستگاه و قدرت قابل توجه ای داشتند ، از زمزمه این گروه ؟؟؟؟؟؟ که اقدامات آنان را برای کاری که فردوسی باید پیش می گرفت هموار می کرد . فردوسی 17 ساله بود که ابومنصور محمد ابن عبدالرزاق حاکم توس ، که او نیز دهقان نژاد بود ، از وزیر و پیشکار خود ابومنصور ؟؟؟؟؟ خواست تا خداوندان کتب را از دهقانان ، فرزانگان و جهان دیدگان از شهر ما بیاورند . و بنشانند تا کتابهای و کارنامه شاهان و زندگانی و اقدامات هریک را از هرجا که بود فراز آورند و کتابی به نام شاهنامه گرد کنند این شاهنامه منصور که ثمره کوشش و اعتقاد ابومنصور عبدالرزاق بود و بعدها به پای همین کوشش به نام او به شاهنامه ابومنصوری نام بردار گردید ، در واقع راه را برای فردوسی هموار کرد و برق از چشم همت او ربود . ابومنصور سرانجام به سال 351 ه . درحالی که سپهسالار سامانیان و والی خراسان بود / در جنگی ناجوانمردانه کشته شد و از آن پس تا حدود 30 سال خاندان ترک نژاد سیمجوری بر خراسان فرمانروایی یافتند ، بی شک فردوسی در این سالها مثل هر دهقان آزاده دیگری نگران سرنوشت ایرانی و تاریخ و فرهنگ سرزمین خویش بوده و از اختلاف ها و نادانی ها و بی فرهنگی ، این که به برکناری و انزوای خاندان عبدالرزاق و روی کار آمدن بیگانگان انجامید در رنج بوده و ما چه می دانیم شاید برای آن تدبیرهایی اندیشیده بوده است . بنابراین آغاز به نظم شاهنامه متعاقب این حوادث می توانسته است به عنوان یک واکنش فرهنگی و قوی در برابر سلطه غلامان ترک و اتحاد و اتفاق آنان با تازیان معارض با فرهنگ ایران قلمداد گردد . فردوسی دراین سالها برای تعهد چنین امری خطیر قدری جوان بود بنابراین ، ابتدا دقیقی شاعر چیره دست و گشاده زبان که او هم جوان و همشهری فردوسی بود ، شاید به ناسزا و در حدود سال 365 ه  . نظم شاهنامه منثور را آغاز کرد و پس از سرودن یک هزار بیت از حماسه ملی ایران ، به ناگهان درجوانی به دست یکی بندبر کشته شد . و کار نظم خداینامه نافرجام ماند . از این هزار بیت سروده دقیقی ، که فردوسی آن را در شاهنامه خویش ماندگار و جاودانه کرده است و نیز قراینی که از سرگذشت دقیقی بدست می آید ، چنین پیداست که اگر او زمان می یافت و می توانست به کار خود ادامه دهد ، شایستگی لازم را برای نظم شاهنامه نداشت . این بود که ضرورت نظم این کتاب به عنوان پیامی همگانی و ملی بر فردوسی نهیب زد و او را به ادامه راهی که دقیقی در پیشی گرفته بود ، برانگیخت چنین بود که دهقان زاده توسی وقتی پا به حوالی 40 سالگی می گذاشت خود را برای تعهد این وظیفه سنگین آماده دید و با نگرانی از اینکه مبدا زندگانی و دارایی اش ، در صورت درنگ بیشتر به این کار وفا نکند ، مردانه قدم پیش نهاد به این ترتیب که آن ؟؟؟؟؟؟ ملی در هیبت خوابی که دید به او نهیب زد و وی را بر آن داشت که از حدود سال 370 ه . جدی کار نظم شاهنامه را دنبال کند .

    در این میان جوانمردی از دوستان همشهری وی ، گوی به نیابت از اهالی توس و تمام مردم ایران ، به تشویق او همت گماشت و ضمن تهیه اسباب کار قول دادند خدای از شاهنامه منثور ، ابومنصوری را در اختیار او بگذارد :

    بر شهرم یکی مهربان دوست بود

    که با من تو گفتی به یک پوست بود

    مراگفت : خوب آمد این رای تو

    به نیکی فرامت همی پای تو

     

    نوشته منی این دختر پهلوی

    به پیش تو آرم مگر نخوندی

    گشاده زبانی جوانیت هست

    سخن گفتی ؟؟؟؟؟؟ هست

    شفیعی این نامه خسروان بازگوی

    بدین جوی نزد معان ابروی

    این دوست مهربان و مهتر گردن فراز که گویا منصور ابن محمد ابن عبدالرزاق معروف به امیر؟؟؟؟؟؟ منثور بوده است طی قیامی به سال 377 در نیشابور اسیر گردید و به بخارا انتقال یافت و سرانجام در سال 387 در زندان گردیز به فرمان سبکتکین کشته شد .

     

    دریغ که این مهتر گردن فراز ، که به فردوسی سفارش کرده بود که کتاب خود را وقتی به پایان آید به پادشاهی بزرگ تقدیم دارد . پایان کار شاعر و نتیجه اقدام خویش را ندید و چندسال پیش از آنکه شاعر نظم شاهنامه را تمام کند به اسیری رفت و ارتباطش با فردوسی قطع گردید . تمامی اهل توس ، گویی به نیابت از ملت ایران ، بسیج شده بودند که کار نظم داستان های ملی را به سرانجامی نیک برساند غیر از آن جوانمرد گردن فراز که نسخه شاهنامه منثور را برای نظم گردن در اختیار فردوسی گذاشت و او را به ادامه کار برانگیخت ، دوستان و آزاد مردان دیگری بودند که در توس از هیچ خدمت و کمکی به فردوسی مضایقه نداشتند درآن سالهایی که فردوسی در پی کار مدام براثر نظم شاهنامه و خشک سالی های پیاپی به درماندگی و ناداری گرفتار
    آمده بود ؟؟؟؟؟؟؟؟ عامل خراج توس با آنکه تبار تازی داشت / از شاهنامه سرایی فردوسی حمایت می گردد و فردوسی از او منتها داشت . در خاتمه شاهنامه طی ابیاتی علاوه بر ؟؟؟؟؟؟ از علی دیلم بودلف که همواره کار وی را به خوبی روان می داشته نیز یاد شده است .

     

    نظامی عروضی علی دیلم و بودلف را دو تن دانسته اولی را نساخ و دومی را راوی فردوسی معرفی کرده و ؟؟؟؟؟؟؟ را هم که عامل توس بوده است ، و ؟؟؟؟؟؟ : یعنی کارپرداز و کارگزار دانسته است . علاوه بر این در تدوین اول شاهنامه از ابونصر وراق هم یاد شده که کارش در واقع تبلیغ و فروش داستانهای شاهنامه به بزرگان آن روز بوده و خود او نیز از این قبل سود
    می برده است . [2]

    ارزشها و منابع شاهنامه

    فردوسی در عین حال پیروی غیرمستقیم از خداینامه از منابع و مطالب اضافی استفاده کرده که نظم آرمانی منظومه را تأمین می کند . به نظر می رسد ارزش شاهنامه فردوسی در درجه اول از چند نقطه نظر باید مورد مطالعه و توجه قرار بگیرد :

    زبان شاهنامه و مسأله زبان ملی ، در مفهوم وسیع آن ( کلمه ملی را در مفهوم فرهنگی / تاریخی و گسترده تر از مفهوم قومی و سیاسی آن به کار می بریم ) . و ؟؟؟؟؟ گوناگونی ارزشی شاهنامه در این مورد .

    شیوه بیان و وزن و آهنگ شاهنامه و ویژگی های هنری و نبوغ خلاقه فردوسی .

    ارزش حماسه ای و داستانی و روایی و غنایی محتویات شاهنامه و سنجش آن با معیارهای حماسی و روایی و غنایی جهانی .

    کوشش برای پیگیری رده پای منابع شاهنامه اعم از اساطیری و پهلوانی و تاریخی و داستان های ؟؟؟؟ و فرعی ، با تطبیق مطالب شاهنامه با همه آثاری که مقدم بر شاهنامه یا هم زمان با آن در دسترس داریم ( اعم از فارسی و عربی و مستقل و غیرمستقل و ادبی و تاریخی و غیره ) و همچنان آثار متأخر از شاهنامه که توافق ها و تفاوت هایی با مطالب شاهنامه / حاکی از وجود منابع دیگری جزء منابع شاهنامه دارند .

     

    تحقیق در مسائل راجع به سرچشمه های اساطیری و داستانی و تاریخی شاهنامه از دیدگاه وسیع اساطیر و داستان های ملل ایرانی و به طور کلی آسیای مرکزی و غربی از نظر اساطیر تطبیقی و تاریخی و روایات و داستان های مستقل و مشخص و اختلالات بعضی داستانها و انتقال عناصر داستانی و حماسی و تحقیرات نام و عنوان و هویت شخصیت های اساطیری و داستانی ، از قدیمی ترین ایام تاکنون براساس اسناد موجود ، متأسفانه توفیق درچنین تحقیقاتی بسیار محدود و مشهود و نیازمند زمان طولانی و
    یافته های جدید است در مورد دشواری چنین پژوهش هایی اشاره می کنیم . مثلاً داستان رستم و سهراب ظاهراً در شاهنامه ابومنصوری وجود نداشته و فردوسی آن را از قول دهقانی دانا نقل کرده است . این قبیل موارد احتمالاً حاکی از استفاده فردوسی از منابع شخصی و داستان های مستقل پهلوانی است . [3]

    نبوغ فردوسی

     

    مسأله ای که تاکنون کمتر مورد توجه قرار گرفته است ، این است که علت و سبب اصلی به وجود آمدن این شاهکار بی نظیر ( شاهنامه ) ظهور نابغه ای استثنایی بوده که چنین کار بزرگ و اقدام جامعه عظیمی را به بی احتیاطی و تأمل و ؟؟؟؟؟؟؟ همت قرار داده است . اگرچه می توان پذیرفت انجام این مهم حاصل شرایط مساعد و تصادفات دیگر ، مثل شرایط فرهنگی دوره ساسانی و غزنوی و علاقه و عشق ابومنصور عبدالرزاق توسی و اهتمام ابومنصور محمری و حمایت و همکاری امثال ؟؟؟؟؟ و علی دیلم و بودلف نیز بوده ولی همه این عوامل مساعد اگر ظهور نابغه ای بی نظیر یعنی فردوسی نبود حداکثر می توانست منظومه یا کتاب جامع بی روحی از تاریخ سنتی ایران به وجود بیاورد که تا امروز اگر هم مانند شاهنامه ؟؟؟؟؟ ابومنصوری به کلی از بین
    نمی رفت شاید فقط بخش هایی از آن باقی می ماند . چنین اثری ، به فرض موسم ماندن از خطر مرگ و فقدان هیچ گونه ارزش خاصی نمی توانست داشته باشد و بخصوص نمی توانست دارای کمترین تأثیری از تأثیرات شاهنامه ، یعنی تقویت روحیه و امید ایرانیان به حفظ و تجدید هویت ملی و همچنین بیشترین سهم در تثبیت زبان ملی ایران باشد .

    خلاقیت فردوسی

     

    دست فردوسی در قسمت اساطیری محض و تاریخی جز امکان بیان شایسته شاعرانه و تصویر بی نظیر حوادث و وارد کردن جزئیاتی در متن روایات تقریباً بسته بوده ولی در قسمت پهلوانی
    ( اعم از اساطیری / پهلوانی و پهلوانی محض یا داستانی ) فردوسی فرصت نمایش قدرت خلاقه و نبوغ خود را به کمال داشته و با شایسته ترین شیوه و بایسته ترین استفاده از این مجال شاهنامه را در قله حماسه ها به عنوان بزرگترین حماسه زنده جهان و یک اثر تقلید ناپذیر و مؤثر در تثبیت زبان و فرهنگ و آرمان های ایرانی قرار داده است . از سوی دیگر در سرتاسر شاهنامه اعم از قسمت های اساطیری و پهلوانی و تاریخی فردوسی توانسته با شیوه بیان فوق العاده و دمیدن روح حکمت و ژرف نگری و جهان بینی خاص خود و همچنین افزودن چاشنی پندنامه ها و حکایات حکیمانه یا داستان های حماسه و غنایی مستقل و نیز دمیدن روح و آرمان شخصی و ملی در همه اجزاء منظومه ، وحدت موضوعی و آرمانی را در چنین منظومه عظیمی در حداکثر امکان به وجود بیاورد .

    ارزش پژوهشی شاهنامه

     

    قرائن حاکی از امانت فوق العاده فردوسی در نقل داستان ها و روایات و بررسی دقیق شاهنامه نشان می دهد که ، چنانکه مکرر اشاره کرده ایم ، فردوسی حتی در نقل جزئیات نیز از منابع خود پیروی کرده و تصرف او در مطالب منحصر به کیفیت بیان شاعرانه و دمیدن روح حماسی ، و احیاناً حکیمانه ، در کالبد روایات و داستان ها و احتمالاً افزودن شاخ و برگهای روایی و حماسی در بعضی موارد بوده است . منبع اساسی فردوسی شاهنامه منثور ابومنصوری بوده ولی ، چنانکه از بعضی قرائن برمی آید ، شاید در موارد محدودی به منابع منثور یا شفاهی دیگری غیر از شاهنامه ابومنصوری نیز برای تصحیح یا تکمیل مطالب نظر داشته باشد . به هر حال ، اگر هم از منابعی جز شاهنامه ابومنصوری استفاده کرده باشد ، در نقل آن مطالب نیز امین بوده است . اطمینان از اصل امانت فردوس از نظر تحقیقات اساطیری و داستانی و تاریخی ( البته گذشته از تحقیقات زبانی و ادبی و غیره ) و حتی تاریخ اجتماعی اهمیت فراوان دارد و شاهنامه را که بزرگترین مجموعه اساطیری / داستانی / تاریخی موجود است در موارد بسیاری - بخصوص درباره مواد مذکور در منابع کهن و ردپای اساطیر و قصص ایرانی از روزگاران قدیم تا زمان فردوسی ، که خود نسبت به زمان ما زمان دوری محسوب می شود – از منابع دیگر ممتاز
    می سازد و به عنوان منبعی اساسی ( با توجه به جامعیت و کثرت مواد و مطالب / برای تحقیق در زمینه های اساطیری و تاریخی و فیلولوژی و ائمولوژی از اعتبار علمی و پژوهشی ویژه ای برخوردار می کند و نقطه ضعف شاهنامه یا صورت موجود شاهنامه که به آن دسترسی داریم اشتباهات و تحریف ، بخصوص در ثبت و ضبط اعلام و اصطلاحات باستانی و واژه های خاص است . که شاید در صورت پیدا شدن نسخه های کهن تر و معتبرتر ، بسیاری از آنها حل بشود . اگرچه احتمال پیدا شدن چنین نسخه یا نسخه هایی که مثلاً به قرن پنجم نزدیک باشد ضعیف و بعید می نماید . [4]

    وجوه اهمیت شاهنامه  

    شاهنامه از دو جهت کمی و کیفی در میان آثار برجسته فارسی برترین است و حتی می توان گفت در زمره شاهکارهای ادبی جهان محسوب می شود :

    الف ) از لحاظ کمی :

     

    شاهنامه بر اساس دست نویس های گوناگون حدود 50 تا 600 هزار بیت است و گاهی بیشتر که از این حیث هیچکدام از آثار بزرگ زبان فارسی به پایان نمی رسد . بر همین اساس تعداد
    واژه های غیرتکراری شاهنامه که بر پایه برخی از چاپ هیا موجود افزون بر 10 هزار است در بین آثار پارسی از همه بیشتر است و نسبت واژه های تازی عام که بر روی هم از چهار الی چهارمین درصد تجاوز نمی کند از همه آثار مشابه کمتر چون قدیمی ترین اثر شعری و در حکم ؟؟؟؟؟؟ همه آثار فارسی است روحی نامرئی از آن در تمامی آثار بعدی دویده و بیشترین حضور را در شریان زبان و ادب پارسی پیدا کرده است . قلمرو مورد ادعای شاهنامه اگر کیومرث از نخستین پادشاه بدانیم تمامی تاریخ حیات چندهزار ساله قوم ایرانی و اگر کیومرث چنان که اسطوره ها می گویند نخستین انسان بدانیم پهنه تاریخ حیات بشر را تا روزگار شاعر ( سده پنجم هجری ) می پوشاند چنان که درون مایه آن هم از تاریخ صرف شرح جنگها و کردارهای پهلوانی در می گذرد و در همه جنبه های زندگی بشر یا دست کم قوم پرسابقه ایرانی گسترانیده می شود 

    ب ) از نظر کیفی :

     

    باید گفت چیزی از جنبه های زندگی انسان آریایی اعم از صوری و معنوی نیست که در این کتاب فروگذار شده باشد . پهنای قلمرو ، معانی شاهنامه در مقدمه شاهنامه منثور بدین گونه باز نموده شده است : « 0000 و این را نام شاهنامه نهادند تا خداوندان دانش اندرون نگاه کنند و فرهنگ شاهان و مهتران و فرزانگان و کار و ساز پادشاهی و نهاد و رفتار ایشان و آیینه های نیکو و داد و داوری و راندن کار و سپاه آراستن و رزم کردن و شهر گشادن و نیک خواستن ، شبیه خون کردن و آزرم داشتن و خواستاری کردن این همه ( یا به عبارتی ، خشک و تر زندگی انسانی در روزگاران گذشته ) را بدین نامه اندر بیابند » . فردوسی با الهام از نبوغ خاص وحس شاعری ویژه ای که داشت حماسه قوم ایرانی را که مشحون به حکمت و فرزانگی نسل های گوناگون بود با نیاز زمانه درآمیخت . و با القای جهان بینی خواست خود مفاهیم آن را ژرفا و پهنا بخشیده ، بگذریم از این که قومیت ایرانی توانست به گونه ای دیگر خود را در آینه شاهنامه ببیند و تدارک آن را به عنوان میراث مشترک تلقی کند . به این معنی که اگر شاهنامه فردوسی را میراث گرانبهایی از کوشش ایرانیان سده های سوم وچهارم هجری برای اجرای مفاخر ملی خویش و ذکر مجاهدت های آنان برای نگاهبانی از سرزمین اجدادی و میراث فرهنگی خود در برابر بیگانگان و مهاجمان بدانیم ، آغاز این کوشش ها از روزگاری بود که ایرانیان براثر قیام های پیاپی توانستند از میانه سده سوم هجری استقلال از دست رفته خویش را باز یابند و آثار حکومت خلفا را که با نام اسلام از سرزمین های اجدادی خویش بزدایند . بنابراین برای تنظیم و ارائه کتابی که امروز به نام شاهنامه در دست ماست نسل هایی گوناگون و دستهایی پرشور برکار بوده اند با بتوانند تاریخ و مظاهر فرهنگ و زندگی دیار خویش را از خاطره افراد و از گوشه و کنار شهرها و روستاها و از لابلای کتب و ؟؟؟؟؟؟ سینه ها گرد آورند و به دست توانای فردوسی حکیم بسپارند ، تا او به یاری روح بلند خود برآن همه مهر جاودانگی بزند . به این معنی شاهنامه شاید تنها کتابی باشد که برای تکوین آن انبوهی از مردمان با نام و هم نام نسل های پیشین تا روزگار شاعر دخالت داشته و گستره تاریخی و ادبی آن را معنایی دیگر بخشیده اند . از لحاظ ادبی و فنی – به رغم این که هنوز نسخه ؟؟؟؟؟؟ از شاهنامه در دست نیست – این کتاب مقام و موقعی ممتاز دارد . در استواری ، انسجام گوناگونی واژگان ، خوش آهنگی و هماهنگی های موسیقیایی شعر فردوسی نزد شعر شناسان جای سخنی نیست ، چنان که مقام و موقع شاهنامه به عنوان اثری که بیشترین اثر را در حفظ و نگهداری و استحکام زبان فارسی برجای گذاشته و در طول تاریخ به جریان کارهای ادبی ما نیرو بخشیده است ، در چشم آشنایان به ساختمان و سرگذشت زبان فارسی شایسته و والاست . در کتاب شاهنامه تاریخ و معتقدات و آداب و رسوم ، و به طور خلاصه کلیه جلوه های زندگی قوم ایرانی به گونه ای عام و کلی مطرح شده که همواره در همه زمان ها و نزد همه ایرانیان و حتی فارسی زبان غیر ایرانی صرف نظر از کیش و مذهب و باورهای منطقه ای به عنوان میراثی مشترک ، نه تنها مطلوب و دلپذیرکه غرورانگیز بوده است . بنابراین شاهنامه در همه دوره ها یکی از بهترین و مطلوب ترین کتابها و همدم شب های تار آنان بوده است ، و برای رونویس کردن آن به منظور دوباره خوانی در محافل خانوادگی و یا انجمن های همگانی کوشش های درخوری داشته اند ، بسیاری از داستانهای آن را به خاطر سپرده و با هنرمندی تمام در مجالس نقالی و شاهنامه خوانی مکرر به معرض اجرا و استفاده نسل های گوناگون گذاشته اند . به سبب شیفتگی به کار استاد توس و قهرمانان شاهنامه ، داستان های متعددی در مورد او ، کتاب و قهرمانان کتابش در نقاط مختلف ایران اوج داشته ، که بسیاری از آنها حتی به نسل های امروز نیز رسیده است . یکی از دلایل توفیق شاهنامه را علاوه بر محتویات آن ، که همه عبرت و پند آزادگی و دادخواهی و دین پژوهی و آزاد اندیشی است ، باید طینت پاک و سرشت نیکو و صمیمیت و علاقه سراینده آن بدانیم که با ایمان تمام و از روی کمال صفای باطن عمری در راه نظم شاهنامه گام برداشته و زندگی و ثروت موروثی خود را بر سر این کار گذاشته است . فردوسی از نظر فردی مردی خردمند و شیعه مذهب بود ، که از ترکیب خرد و دین حکمتی متعالی پدید آورد ، چنان که نه سرگردانی ها و
    بی سرانجامی های خرد محض را درآن راه بود و نه یکسو نگری ها و ظاهربینی ها و خود ؟؟؟؟؟؟؟ دین داران سطحی نگر راه را بر هرگونه تدبر و تأملی بسته می دانست . صاحب شاهنامه فرزانه ای خونگرم بود که طبعی لطیف و خوب و پاکیزه داشت و سخن او از دروغ و بدگویی و چاپلوسی به دور بود . تا می توانست الفاظ ناروا و دور از اخلاق و ادب به کار نمی برد ، به طوری که این کتاب از حیث اخلاقی و انسانی یکی از پاک ترین و شایسته ترین آثار منظوم فارسی است . [5]

    نام و عنوان شاهنامه  

    فردوسی تاریخ سنتی ایران را براساس اساطیر و تاریخ و داستان های رایج که در اختیار داشته به رشته نظم کشیده وعنوان شاهنامه نیز مثل خداینامه جزتاریخ وداستان ملی براساس سلسله ها و چهره هایی که نمایندگی ادوار و اعصار اساطیری و تاریخی را داشته اند ، مفهوم دیگری ندارد . توجه به اعمال و افعال رمزی ( سمبولیک / و خارق العاده و عمر و سلطنت پانصد و ششصد و هفتصد و هزارساله بعضی شخصیت ها و شروع سلسله فرمانروایان از نخستین مرد و نخستین انسان و مفاهیم رمزی بسیاری از نامها ، مثل کیومرث و پیشداد و کی ، آشکارا نشان می دهد . که این شخصیت ها درواقع نمودار ازلی و ؟؟؟؟؟؟؟ ادوار و اعصار و تمدن ها و نسل های مردم هستند . دیوان و اژدهاها و دشمنان و در مقابل آنها نیکان و پهلوانان نیز نمودار ازلی مبارزه خیروشر به شمار می روند . مبارزه بی پایان خیروشر و نیکی و بدی ، که از نخستین ابیات شاهنامه ؟؟؟؟ رستم پسر هرمزد منعکس است ، و تأکید درباره دادگری و بیداد و ارتباط بی چون و چرای ؟؟؟؟؟؟ خوی و خصلت اشخاص و رهایی ناپذیری اشخاص شاهنامه از ؟؟؟؟؟ ناگزیر کردار خود و ناپایداری جهان و عمر انسان نماینده چهره انسانی فردوسی و طبیعت فلسفی و اخلاقی شاهنامه و بی نیاز از هرگونه تعبیر و تفسیری است .

    جنبه تاریخی و داستانی شاهنامه  

    شاهنامه تاریخ و همچنین حماسه ملی ایران است. وقتی تاریخ می گوییم ذهن متوجه تاریخ واقعی می شود ولی باید دانست که واقعیت نسبی است و تاریخ ایران به روایت شاهنامه برای مردم آن روزگار واقعی بوده و هیچ محقق و و مورخی ( حتی امثال ابوریحان بیرونی و مسعودی ) از داریوش و کوروش و کمبوجیه و خشایارشا در زیر نقاب شخصیت های اسطوره ای و افسانه ای آگاهی نداشته است. روایات فردوسی با روایات منابع مستند عربی ، که قطعاً از خداینامه و غیره منشأت یافته اند ، انطباق ها و اختلاف هایی دارد و علت این تفاوت ها ظاهراً این است که فردوسی روایات « ؟؟؟؟؟؟؟ » و داستانهای سینه به سینه را در این زمینه بر اساس شاهنامه منثور ابومنصوری ، و احتمالاً بعضی منابع دیگر ، مورد استفاده قرار داده است .

    ترتیب و بخش های شاهنامه  

    شاهنامه به طور کلی از سه بلکه چهارقسمت اصلی و یک قسمت فرعی ( فرعی از نظر انسجام نه از نظر اهمیت ادبی و حماسی و غنایی / تشکیل یافته : قسمت اساطیری ، قسمت حماسی / اساطیری ، قسمت پهلوانی ، قسمت تاریخی و داستان های مستقل ( فرعی / .

    داستان های مستقل یا تقریباً مستقل که ظاهراً به ابتکار فردوسی ( البته از روی منابع داستانی کتبی یا شفاهی / انتخاب شده ، جز در قسمت اساطیری در هر دو یا سه قسمت دیگر ملحق به جریان اساسی منظومه است . در نظم چنین اثر بزرگی با این بخش های متنوع فردوسی وظیفه دشوار ایجاد انسجام تاریخی را به بهترین وجه ممکن در نظر داشته و انجام داده است .

    موضوع و روح و حکمت شاهنامه

    موضوع شاهنامه :

    موضوع شاهنامه داستان مفصل و منسجم سرگذشت قوم ایرانی اعم از سرگذشت اساطیری و پهلوانی و تاریخی است .

    روح شاهنامه

    روح شاهنامه ظاهراً سّر تداوم هویت و حیات ملی ایران از پرتو نگهبانی فّر و تأیید آسمانی و مبارزه ایران و ؟؟؟؟؟؟ است . هنر تحمل و انعطاف و انطباق قوم ایرانی در برابر وقایع و حوادث نابوده کننده و سهمگین برای حفظ اساس هویت ملی ( بدون اینکه به ارزش و کیفیت مثبت یا منفی اخلاقی این خصیصه توجه داشته باشیم / چنانکه در طول تاریخ مشاهده می شود ، در شاهنامه نیز منعکس است .

     

  • فهرست:

    ندارد.


    منبع:

    ندارد.

« گسترده‌ترين سرزمين هاي حوزه‌ي فرمانروايي شهرياران ايران باستن، از سوي خاور تا مرز قلمرو حکمراني شاهان کهن چين کشيده شده بود. ايرانيان و چينيان، روزگاران درازي از باختر تا خاور آسيا را زير نفوذ و چيرگي‌هاي خود داشتند. در درازناي آن دوران‌ها، تيره‌ه

مقدمه « گسترده‌ترین سرزمین های حوزه‌ی فرمانروایی شهریاران ایران باستن، از سوی خاور تا مرز قلمرو حکمرانی شاهان کهن چین کشیده شده بود. ایرانیان و چینیان، روزگاران درازی از باختر تا خاور آسیا را زیر نفوذ و چیرگی‌های خود داشتند. در درازنای آن دوران‌ها، تیره‌های قومیِ ساکن سرزمین‌های ایرانی و چینی، پیوسته با یکدیگر در پیوند و داد و ستد بودند. آشکار است که چنان همسایگی و رفت و آمد و ...

مقدمه سالهای سال است که از مرگ خداوندگار خرد و آگاهی می گذرد، سالهای سال است که حکیم بزرگ توس رخ در نقاب خاک کشیده است و جان نورانیش را به عالم بالا پرواز داده است، اما همانگونه که خود می گوید «نمیرم از این پس که من زنده ام… گواهی که نمرده است و هنوز هر ایرانی آزاده ای با شنیدن سخن نغزش جانی تازه می گیرد و اندیشه بلند و نیکش را ستایش می کند. گزیده حاضر نگاهی دارد به ده عنوان ...

این اثر مقدمه مترجم، پیشگفتار و مقدمه مولف و نه فصل را شامل می‌گردد. در مقدمه مترجم، او پس از توضیحی کوتاه پیرامون فردوسی و شاهنامه به شیوه‌ی پژوهش پروفسور دیویدسن اشاره می‌کند و بیان می‌دارد که او معتقدست اتکا به منابع مکتوب به تنهایی نمی‌تواند ما را به شاهنامه‌ی فردوسی رهنمون گردد. به اعتقاد او، بر اساس شواهد خود شاهنامه و شواهد بیرونی، فردوسی بخش مهمی از شاهنامه‌اش را از ...

بر ورزش باستانی ایران عمری دراز گذشته و مانند همه سنت های باستانی ، اصل و منشاء آن در غبار تاریخ گم شده است و امروز اگر می کوشیم اصل آن را بازیابیم ، این کوشش تنها بر نشانه هائی استوار است که اینجا و آنجا به چشم می خورد ، ورنه ، مدرکی قطعی و صریح برای اثبات منشاء این آئین در دست نیست. در حقیق این باز یافتن نیست ، باز ساختن است! در طی چندین سال گذشته ، بجهت علاقه ای که به مطالعه ...

به نام خداوند جان و خرد کزین برتر اندیشه بر نگذرد حکیم ابوالقاسم فردوسی شاعر حماسه سرای بزرگ ایرانی در سال 329 یا 330 هجری قمری در قریۀ فاز یا پاز طابران طوس به دنیا آمد او از دهگانان طوس و از خاندان قدیمی و اصیل آنجا بود . در آن روزگار، دهگانان تلاش می کردند در برابر ارزش های جدیدی که دین اسلام مطرح می کرد ، سنتها و آداب اجدادی خود را حفظ کنند و شاید بخش اعظم انگیزۀ فردوسی برای ...

شاهنامه شاهنامه با نام «جان و خرد» آغاز می‌شود، آغازی بی‌مانند در ادبیات ایران. کتابی سراسر داد و دانایی! واژه‌ها همه دانه‌های دانایی‌اند. شاه‌نامه یا خدای‌نامک، داستان پهلوانی‌ ها، پیمان‌داری‌ها، مهربانی‌ها، مدارایی‌ها نیز هست. در این روایت کم‌مانند ادبیات جهان، خرد و عشق چنان در هم آمیخته است که گویی جهان فردوسی، آمیزه‌یی از عشق و دانایی‌ست. این فرهنگ‌نامه با ستایش مردم و خرد ...

بارخدايا! ما را از کساني قرار ده که به ريسمان قرآن چنگ مي‌زندد و در فهم متشابهاتش به پناهگاه محکم و استوارش پناه مي‌برند، و در سايبان آن آرام مي‌گيرند و به روشني بامدادش راه مي‌يابند و به درخشيدن روشنايي آن اقتدار مي‌کنند، از چراغ آن چراغ مي‌افرو

مقدمه بارخدايا! ما را از کساني قرار ده که به ريسمان قرآن چنگ مي‌زندد و در فهم متشابهاتش به پناهگاه محکم و استوارش پناه مي‌برند، و در سايبان آن آرام مي‌گيرند و به روشني بامدادش راه مي‌يابند و به درخشيدن روشنايي آن اقتدار مي‌کنند، از چراغ آن چراغ

شاهنامه فردوسي که در حدود پنجاه هزار بيت دارد، شامل قسمتهاي اساطيري و داستانهاي تاريخي و ملي است. اين اثر جاويدان بر اثر نفوذ شديدي که ميان طبقات مختلف ايرانيان يافت در همه ادوار تاريخي مورد توجه بود، چنانکه همه شاعران حماسه سراي ايراني تا عهد اخير

ثبت سفارش
تعداد
عنوان محصول