تحقیق درک جهانی شدن

Word 140 KB 33899 34
مشخص نشده مشخص نشده تاریخ
قیمت: ۳,۴۰۰ تومان
دانلود فایل
  • بخشی از محتوا
  • وضعیت فهرست و منابع
  • به طور ساده می توان گفت جهانی شدن بر سطح در حال افزایش، دامنه رو به رشد و تاثیر پرشتاب، فزایند و عمیق جریان هاو الگوهای فراقاره ای تعامل اجتماعی دلالت می کند. جهانی شدن به تغییر یا دگرگونی در سطح سازماندهی بشری اشاره دارد که جوامع دور را به یکدیگر مرتبط می سازد و دامنه دسترسی روابط قدرت در سراسر مناطق و قاره های جهان را گسترش می دهد. اما نباید آن را حاکی از ظهور نوعی جامعه جهانی هماهنگ یا فرایند جهانشمول تلفیق و یکپارچگی جهانی دانست که در آن همگرایی روزافزانی میان فرهنگ ها و تمدن ها وجود دارد؛ زیرا آگاهی از هم پیوندی روز افزون نه تنها دشمنی ها و اختلافات جدیدی می آفریند، بلکه می تواند به سیاست ارتجاعی و بیگانه هراسی ریشه دار دامن زند. چون بخش مهمی از جمعیت جهان تا حد زیادی از منافع جهانی شدن محروم هستند، جهانی شدن فرایندی به شدت تفرقه افکن و، بنابراین، بسیار مورد اختلاف است. یکدست نبودن جهانی شدن ما را مطمئن می سازد که این فرایند با فرایند جهانشمولی که در سراسر کره زمین به طور یکسانی تجربه شود فاصله زیادی دارد.

     

    گرچه واژه جهانی شدن به کلیشه ای رایج بدل شده است، خود این مفهوم جدید نیست. خاستگاه های آن را می توان در آثار بسیاری از روشنفکران قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم پیدا کرد، از کارل مارکس و جامعه شناسانی مثل سن سیمون گرفته تا پژوهندگان جغرافیای سیاسی از قبیل مک کیندر، که به چگونگی تلفیق جهان از طریق مدرنیته پی برد. ولی واژه «جهانی شدن» تا دهه 1960 و اوایل دهه 1970 رواج آکادمیک و گسترده تری نیافت. این «عصر طلایی» گسترش سریع وابستگی متقابل سیاسی و اقتصادی دولت های غربی، نارسایی های تفکر متداول درباره سیاست، اقتصاد و فرهنگ را اثبات کرد، تفکری که جدایی واضح و آشکار امور داخلی و خارجی، عرصه های داخلی و
    بین المللی، و امر محلی و جهانی را مسلم فرض می کرد. در جهانی به هم وابسته تر، وقایع خارجی به سرعت در داخل اثر می گذاشتند، و در همان حال تحولات داخلی پیامدهای خارجی داشتند. به دنبال سقوط سوسیالیسم دولتی و تحکیم سرمایه داری در جهان، در دهه 1990 آگاهی عمومی از جهانی شدن به شدت افزایش یافت. تقارن این تحولات با انقلاب اطلاعاتی سبب شد این گونه به نظر برسد که این تحولات موید این باور است که جهان – حداقل برای مرفه ترین ساکنانش – به سرعت در حال تبدیل شدن به نوعی فضای مشترک اجتماعی و اقتصادی است. با وجود این، ایده جهانی شدن منشا اختلاف نظر وسیعی است: نه فقط در خیابان ها بلکه همچنین در دانشگاه ها. به طور خلاصه می توان گفت بحث وسیع جهانی شدن درگرفته است.

    در واقع، به نظر می رسد که خود ایده جهانی شدن، الگوها و عرف های سیاسی تثبیت شده را در هم می شکند و صف آرایی های سیاسی جدیدی می آفریند.

    از رهگذر گشودن راه خود از میان این پیچیدگی، می توانیم مجموعه مجادلاتی را شناسایی کنیم که در باب شکاف در حال رشد میان دو طرف بحث در جریان است، یعنی میان آنهایی که جهانی شدن معاصر را فرایندی واقعی و کاملا دگرگون کننده می دانند – جهانی گرایان – و آنهایی که عقیده دارند این نظر به شدت اغراق آمیز است و ما را از مواجهه با نیروهای واقعی شکل دهنده جوامع و انتخاب های سیاسی امروز باز می دارد - شکاکان- البته این دوگانگی بسیار خام و ابتدایی است، زیرا از میان استدلال و عقاید گوناگون، دو تفسیر متنازع را بر می کشد.

     

    اسطوره جهانی شدن

     

    به نظر شکاکان، خود مفهوم جهانی شدن تا حد زیادی نپذیرفتنی است. آنها
    می پرسند چه چیز جهانی شدن «جهانی» است؟ اگر امر جهانی را نتوان به طور تحت الفظی به عنوان پدیده ای جهانشمول تفسیر کرد، به نظر می رسد که مفهوم جهانی شدن چندان چیزی بیش از مترادفی برای غربی شدن یا آمریکایی شدن نیست.

    در وارسی مفهوم جهانی شدن، شکاکان معمولا در پی ایجاد آزمون تجربی قانع کننده ای برای نظریه جهانی شدن هستند. این آزمون شامل ارزیابی این امر است که گرایش های معاصر را تا چه حد می توان با آنچه به نظر برخی مورخان اقتصاد، عصر زیبای وابستگی متقابل بین المللی، یعنی دوره میان سالهای 1890 تا 1914، بوده مقایسه کرد. چنین تحلیلی نشان می دهد که گرایش فعلی، به جای جهانی شدن، منعکس کننده فراینده «بین المللی شدن»، یعنی افزایش پیوندهای میان نظام های اقتصادی یا جوامع ملی ذاتا پیوسته، و «منطقه ای شدن»، یا «سه تایی شدن»، یعنی تجمع جغرافیایی مبادلات اقتصادی و اجتماعی فرامرزی هستند.

     

    تحلیل مارکسیستی متعارف با شاخ و برگ دادن به این استدلال شکاکانه تاکید
    می کند که سرمایه داری، به عنوان نظمی اجتماعی، منطق توسعه طلبانه بیمار گونه ای دارد؛ زیرا برای حفظ منابع سرمایه باید به طور مداوم از بازارهای جدید بهره کشی کند. سرمایه داری ملی باید برای بقای خود مداوم دامنه جغرافیایی روابط اجتماعی مبتنی بر سرمایه داری را گسترش دهد.

    می گویند که امروزه امپریالیسم شکل جدیدی پیدا کرده، زیرا امپراتوری های ظاهری جای خود را به مکانیسم های جدید کنترل و نظارت چند جانبه، از جمله گروه هفت، یعنی هفت کشور عمده صنعتی (کانادا، فرانسه، آلمان، ایتالیا، ژاپن، انگلستان و آمریکا)، و بانک جهانی داده اند. به معنای دقیق کلمه، بسیاری از مارکسیست ها دوره کنونی را نه عصر جهانی شدن بلکه حالت جدیدی از امپریالیسم غربی می دانند که تحت سلطه نیازها و مقتضیات تامین سرمایه در دولت های اصلی سرمایه داری جهان قرار دارد.

     

    پاسخ جهانی گرایان

    جهانی گرایان این ادعا را رد می کنند که جهانی شدن مترادف آمریکایی شدن یا امپریالیسم غربی است. با این که آنها این امر را انکار نمی کنند که ممکن است گفتمان جهانی شدن در خدمت منافع نیروهای قدرتمند اقتصادی و اجتماعی غربی باشد، ولی روایت جهانی گرا بر این مطلب تاکید می کند که جهانی شدن جلوه ای از تغییرات ساختاری عمیق تر در سطح سازماندهی اجتماعی مدرن است. چنین تغییراتی در رشد شرکت های چند ملیتی (MNC)، بازارهای مالی و جهانی، انتشار فرهنگ عامه پسند و فراگیر شدن ویرانی زیست محیطی جهانی به خوبی مشهود است.

     

    در این برداشت جهانی گرا، تاکید بر ویژگی های مکانی جهانی شدن، امری محوری است. تحلیل جهانی گرا به دنبال متمایز ساختن شبکه ها و نظام های جهانی از شبکه ها و نظام هایی است که در دیگر سطوح مکانی، از جمله محلی یا ملی، فعالیت
    می کنند و، بنابراین جهانی شدن را بیش از هر چیز با فعالیت ها و روابطی یکسان
    می انگارد که در سطحی بین منطقه ای یا بین قاره ای متبلور می شوند.

    در قلب این تفسیر جهانی گرا، برداشتی از تغییر جهانی قرار دارد که شامل دگرگونی شدید اصول سازماندهی زندگی اجتماعی و نظم جهانی است. در متون جهانی گرا سه جنبه از این امر را می توان شناخت: دگرگونی الگوهای سنتی سازماندهی اجتماعی- اقتصادی، دگرگونی های سنتی مبتنی بر اصل ارضی و دگرگونی حالتهای جدیدی از سازماندهی اجتماعی فرا ملی؛

    در کانون روایت جهانی گرا، دل مشغولی به قدرت دیده می شود: ابزارها، آرایش، توزیع و تاثیرات آن. به کمک جهانی شدن می توان افزایش سطح سازماندهی و اعمال قدرت را نشان داد. از این لحاظ، جهانی شدن شامل بازآرایی روابط قدرت میان مناطق جهان و در داخل آنهاست به گونه ای که محل های کلیدی قدرت و توابع آنها اغلب اقیانوس ها از یکدیگر فاصله دارند. به تعبیر جیمسون، در شرایط جهانی شدن معاصر، جوهره قدرت دیگر در اختیار محل هایی نیست که قدرت را بی واسطه تجربه می کنند.

    باز آرایی قدرت سیاسی؟

    تشکیل و سلطه دولت مدرن

    دولت های مدرن در قرن های هجدهم و نوزدهم در اروپای غربی و مستعمرات آن ظاهر شدند، گرچه خاستگاه آنها در اواخر قرن شانزدهم بود های . این دولت ها در ابتدا با ادعای برخورداری از تناسب و تناظر مشخصی میان حاکمیت، قلمرو و مشروعیت، خود را از صورت های ابتدایی تر سلطه سیاسی متمایز کردند. شکل گیری مفهوم حاکمیت نقشی محوری در این تحول داشت، زیرا دعوی خاصی مبنی بر اعمال بر حق قدرت سیاسی بر قلمروی محدود را مطرح کرد – یعنی حق حاکمیت انحصاری بر قلمروی مرز بندی شده.

    دولت های مدرن به صورت دولت های ملی در آمدند- یعنی هیئت هایی سیاسی، جدا از حاکم و محکوم، با بیش ترین حق اعمال قدرت بر قلمروی مشخص، با پشتوانه دعوی برخورداری از حق انحصاری به کارگیری زور، و یا مشروعیت یافتگی به وشیله وفاداری یا رضایت شهروندان آنها.

    تحکیم قدرت دولت های ملی اروپایی پیشگام، بخشی از فرایند ایجاد جامعه ای بین المللی از دولت ها بود که ابتدا در خود اروپا و سپس، با افزایش و تداوم نیازهای اروپا به مستعمراتش و گسترش ]نفوذ[ اروپا در سراسر دنیا، در مناطق گوناگون شکل گرفت.

    خاستگاه این نظم را اغلب ]معاهدات[ صلح وستفالیا در سال 1648 می دانند، یعنی معاهداتی که به جنگ سی ساله خاتمه داد.

    ولی شاید منصفانه باشد که بگوییم فقط در اواخر قرن بیستم بود که نظم بین المللی مدرن دولت ها واقعا جهانی شد، زیرا تنها با نابودی همه امپراتوری های بزرگ – امپراتوری های اروپایی، آمریکایی و سرانجام امپراتوری شوروی – بود که بسیاری از مردم سرانجام توانستند به عنوان جوامع مستقل سیاسی به جامعه دولتها بپیوندند.

     

    به نظر شکاکان، سنت های سیاسی ملی هنوز زنده اند، هنوز ممکن است
    چانه زنی های سیاسی مشخصی میان دولت ها و رای دهندگان صورت گیرد، و دولت ها هنوز، با توجه به اراده سیاسی، به حاکمیت خود ادامه می دهند. کسب و کار سیاست ملی اگر مهمتر از دوران تشکیل اولین دولت های مدرن نباشد، حداقل به همان اندازه مهم است. توانمندی انجام دادن این کسب و کار برای همه کسانی که در اجتماعی مرزبندی شده زندگی می کنند اهمیت زیادی دارد. ایجاد قابلیت های مناسب دولتی در کشورهای توسعه یافته و پرورش این قابلیت ها در بسیاری از کشورهای در حال توسعه، یعنی جایی که این قابلیت ها ضعیف هستند یا وجود ندارد، چالش داخلی اصلی در سیاست معاصر است، زیرا  تنها راه کسب توانمندی – در سیاست های اقتصادی، اجتماعی و رفاهی – و وصول به اهداف ملی به شمار می رود.

    در زمینه نظام دولت های جهانی، واقع گرایی دولت را موجودیت واحدی می داند که هدف اصلی آن تقویت و دفاع از منفعت ملی خود است.

    واقع گرایی این امر را مسلم می داند که نظام دولت های برخوردار از حاکمیت مستقل، ناگزیر خصلتی آنارشیستی دارد؛ و این آنارشی همه دولت ها را مجبور می کند که، در غیبت اجتناب ناپذیر هر گونه صاحب اختیار مطلقی برای اعمال رفتار اخلاقی و قوانین مورد توافق بین المللی، سیاست مبتنی بر قدرت را برای دستیابی به منافع حیاتی خود دنبال کنند.

  • فهرست:

    ندارد.
     

    منبع:

    ندارد.

انگاره هاي بين المللي شدن حقوق کيفري بازرگاني چکيده: - «حقوق کيفري بازرگاني» از جمله شاخه هاي نوين حقوق کيفري است که بحثهاي فراواني را در جهان معاصر برانگيخته است، تا آنجا که لزوم مبارزه با مفاسد اقتصادي در اولويت تدوين کنوانسيون هاي چندجانبه بين ال

توجه به نقش مهم تجارت جهانی در صحنه اقتصاد بین المللی و تلاش کشورها برای گسترش سهم خود در تجارت جهانی در دوران پس از جنگ جهانی دوم و به منظور بهره مندی بیشتر از مزایای بازرگانی، کشورها پیوسته در کار فراهم ساختن شرایط و زمینه های مساعد برای ایجاد هماهنگی بیشتر در رویّه ها و رفتارهای تجاری میان خود بوده اند. موافقتنامه عمومی تعرفه و تجارت (GATT) [1] در راستای تحقق بخشیدن زمینه های ...

جهانی شدن طوفانی به نام جهانی شدن به پا خواسته است ، طوفانی که هیچ سدی در برابر هجوم آن نمی توان ایجاد کرد و از آن نمی توان گریخت . طوفانی که به همراه خود گردبادی را به همراه دارد که خواسته یا ناخواسته تمامی کشورها را با خود در می نوردد . این طوفان خود را در ابعاد مختلف سیاسی ، فرهنگی و اقتصادی نشان می دهد و آن نتیجه آن از بعد سیاسی ظهور دمکراسی ، از بعد فرهنگی پدیده دهکده جهانی ...

طوفانی به نام جهانی شدن به پا خواسته است ، طوفانی که هیچ سدی در برابر هجوم آن نمی توان ایجاد کرد و از آن نمی توان گریخت . طوفانی که به همراه خود گردبادی را به همراه دارد که خواسته یا ناخواسته تمامی کشورها را با خود در می نوردد . این طوفان خود را در ابعاد مختلف سیاسی ، فرهنگی و اقتصادی نشان می دهد و آن نتیجه آن از بعد سیاسی ظهور دمکراسی ، از بعد فرهنگی پدیده دهکده جهانی و در بعد ...

مقدمه تجربه های به دست آمده از کشورهای مختلف نشانگر این است که فساد امری پیچیده، پنهان و متنوع است. از این رو، مبارزه با آن نیز باید امری مستمر، طولانی و پیچیده باشد. درحقیقت، فساد (در ابعاد اداری و ابعاد دیگر جامعه) مانند عفونت است که اگر به اندام و پیکر جامعه راه یابد، اعضای آن را یکی پس از دیگری عفونی کرده و از کار می اندازد و چه بسا گسترش این عفونت، کل پیکره جامعه را فاسد ...

چکیده: در جهانی کنونی که همه چیز در حال تحول و پیشرفت می باشد نروم تحول در زمینه های مختلف اقتصادی و دیگر زمینه ها برای تمام کشورها لازم و ضروری می باشد و حتی یکی از واجبات مهم برای بقای کشورها در زمینه ی فعالیت های اقتصادی در عرصه ی بین‌المللی می باشد با توجه به وجود سازمانی به نام سازمان تجارت جهانی عضویت و 154 کشور جهان در این سازمان و آزادسازی تجاری در زمینه های مختلف در این ...

طی‌دهه ‌ 80 بویژه‌در نیمه ‌دوم، بسیاری ‌از کشورهای در حال توسعه به سوی طی خصوصی‌سازی، کاهش دخالتهای دولت در امور اقتصادی، مقررات زدایی، آزادسازی‌تجارت ،‌بین‌المللی ‌کردن ‌رفتارهای اقتصادی، تلاش جهت جلب سرمایه‌های خارجی و بطور کلی سعی در حاکم کردن عناصر اقتصاد بازار بر اقتصادهایشان روی آوردند. این تحولات ساختاری در محیط اقتصاد سیاسی بین‌الملل، زمینه ساز آغاز مذاکرات ...

مقدمه امروزه همه جا سخن از تاثیر جهانی شدن اقتصاد بر حاکمیت ملی کشورها در میان است . در این مقاله جنبه خاصی از این پدیده عام مورد بحث قرار می گیرد و آن این که چگونه مساله جهانی شدن، حاکمیت ملی را در ارتباط با امر مالیات تعدیل می نماید. این تعدیل حاکمیت به اشکال مختلفی ظاهر میشود، از جمله این که فشار ناشی از عوامل بازار ممکن است از میزان مالیات ها بکاهد و اجرای مقررات مالیاتی ...

خوان عفو بين الملل به دولت ها ؛ تعهد تازه دولت ها براي حقوق بشر دولت ها بايد به خاطر شش دهه کوتاهي در رعايت حقوق بشر پوزش بخواهند و خود را دوباره به کسب پيشرفت هاي مشخص متعهد کنند. به کارگيري«پوزش» در اين پيام اساسي به منظور يک عبارت کوتاه و ب

مقدمه پس از پایان جنگ جهانی دوم برخی از اندیشمندان بر آن بودند که کشورهایی برای تثبیت و تقویت قدرت صنعتی خود با وضع مقررات حمایتی می کوشند تولیدات داخلی خود را رونق بخشیده و از ورود کالاهای کشورهای رقیب به بازارهای داخلی ممانعت به عمل آورند. از آنجا که این تفکر راهنمای عملی اغلب سیاستگزاری کشورهاست, وضعیتی بوجود می آید که از داد وستد طبیعی کالا در بازارهای جهانی علاوه بر قانون ...

ثبت سفارش
تعداد
عنوان محصول