تحقیق طلاق

Word 179 KB 35251 103
مشخص نشده مشخص نشده حقوق - فقه
قیمت: ۱۰,۳۰۰ تومان
دانلود فایل
  • بخشی از محتوا
  • وضعیت فهرست و منابع
  • مقدمه :

    خانواده مهمترین و قدیمی ترین گروه اجتماعی است که از آغاز زندگی بشر وجود داشته است و بدون آن زندگی در اجتماع متصور نیست. کانون خانواده مرکز حفظ سنن ملی و اخلاقی، رشد عواطف و احساسات انسان است. کسانی که از حمایت خانواده برخوردار نیستند، بی پناهنده در معرض فساد و تباهی و بیهودگی قرار می گیرند. اما گاهی اوقات، خانواده نمی تواند به حیات خود ادامه دهد و ناچار از هم فرو می پاشد.

    درباره طلاق عقاید و نظرات مختلفی ابراز شده است. عده ای آن را زیان آور و خطرناک دانسته و به طور کلی آن را محکوم کرده اند و عده ای از وجود آن در اجتماع طرفداری کرده اند.

    به هرحال نمی توان طلاق را از نظر اجتماعی به کلی محکوم کرد : زیرا اگر بین زن و شوهر هیچ گونه هماهنگی و توافق اخلاقی وجود نداشته باشد، نمی توان گفت که زن و مرد باید یک عمر در رنج و سختی به سر ببرند و به زندگی زناشویی ادامه دهند. البته شکی نیست که طلاق امری مذموم و ناپسند است.

    تا توانی پا منه اندرفراق                         ابعض الاشیاء عندی الطلاق (مولوی)

    اما در پاره ای از موارد چاره ای جز آن نیست و باید به عنوان یک ضرورت پذیرفته شود.

    در فقه و حقوق جامعه ما به طور معمول و غالب اختیار طلاق در دست مرد است و جدایی زوجین، معلول اراده ی زوج می باشد؛ اما در شرع مقدس اسلام مواردی وجود دارد که صریحاً اجازه می دهد که زوجه از حاکم درخواست طلاق کند. در این شرایط دخالت قاضی محکمه نقش مهمی را در حل اختلاف و احقاق حقوق افراد درپی خواهد داشت تا خانواده را به انتخاب راه حل های مناسبی در جهت اصلاح طرفین دعوی و اصلاح جامعه راهنمایی نماید.

    به هر حال بحث در این است که زن در چه شرایطی حق طلاق دارد و به چه صورت می تواند از آن استفاده کند؟ و از طرف دیگر با توجه به اینکه در حقوق کنونی سعی شده بیشتر فتاوای مشهور استفاده شود، درچه مواردی این حق را برای زن قائل شده است؟

    همچنین کلیه جوامع در حال تحول و دگرگونی اند و شرایط هرجامعه به سرعت در حال تغییر و دگرگونی است. این تحولات در مورد طلاق رفعی ایجاد شده و می شود و حق زن برای طلاق در مصداق دچار تحول می شود. حال سؤالی که مطرح می شود این است که با توجه به شرایط کنونی جامعه آیا این مصادیق تغییر کرده و اگر تغییر کرده این مصادیق کدامند؟

    در این پژوهش ابتدا در فصل اول (کلیات) تعاریف طلاق و ماهیت آن به صورت مختصر بیان می شود و همچنین اختیار در امر طلاق در فقه و حقوق مورد بحث قرار می گیرد.

    در فصل دوم به بررسی شرایط ایجاد این حق برای زن می پردازیم و قواعد موجود حق در این زمینه را شرح می دهیم.

    و در فصل سوم اقسام طلاق و مصادیق امروزی طلاق قضایی را مورد بررسی قرار می دهیم که شامل سه عنوان : خودداری و عجز شوهر از پرداخت نفقه، غیبت شوهر و عسروحرج برای زوجه می شود.

    در اینجا بر خود لازم می دانم از راهنمایی های اساتید محترم به خصوص دکتر خوش بیان و حجت الاسلام فرجی تشکر و قدردانی بنمایم. امید است که این پژوهش مورد استفاده علاقمندان قرار گیرد.

     

     

     

     

     

     

    فصل اول

    کلیات

     

    شامل :

    مبحث اول : تعریف طلاق

    مبحث دوم : ماهیت طلاق

    مبحث سوم : اختیار در امر طلاق

     

     

     

     

    مبحث اول : تعریف طلاق

    «طلاق» در لغت یک کلمه عربی، مصدر و از ریشه «ط.ل.ق» است که به جداشدن، گشودن گره، رهاکردن و همچنین آزادشدن زن از مرد استعمال شده به عبارتی رهاشدن از قید نکاح یا زناشویی. این کلمه معادل کلمه divort یا Repudiation در حقوق رومی - ژرمنی[1] است.

    در حقوق کنونی نه در قانون مدنی و نه در قانون حمایت از خانواده و نه در سایر قوانین مربوط به خانواده تعریفی از طلاق به عمل نیامده که شاید به شخص و معلوم بودن معنای طلاق است. برای پیدا کردن یک تعریف باید به کتابهای فقهی و همچنین نظرات حقوقدانان مراجعه کنیم :

    صاحب جواهر، طلاق را در اصطلاح شرعی چنین تعریف می کند «ازاله قید النکاح بصیغه مخصوصه : طلاق زایل نمودن قید و پیوند نکاح با صیغه مخصوص است»[2]

    شیخ صدوق در کتاب من لایحضره الفقیه تعریفی از طلاق ارائه نداده و در ابتدای کتاب طلاق از بحث طلاق سنی شروع کرده است. تعریف شهید ثانی نیز به

     

    صورت «ازاله قید النکاح به غیر عوض به صیغه طلاق» تعریف کرده است.[3]

    حقوقدانان نیز تعاریفی کمابیش مشابه ارائه داده اند. به عنوان مثال : «طلاق عبارت است از انحلال نکاح دائم با شرایط و تشریفات خاص از جانب مرد یا نماینده های او»[4] و یا اینکه «طلاق ایقاعی است تشریفاتی که به اراده شوهر یا نماینده قضایی او انشاء می شود و رضای زن در ماهیت عمل حقوقی اثر ندارد.»[5]

     

    مبحث دوم : ماهیت طلاق

    از مجموعه تعاریف بالا چند نکته قابل بررسی است:

    بند اول : طلاق یکی از علل انحلال نکاح است :

    در فقه کلیه مذاهب اسلامی من جمله امامیه خلفیه و شافعی، اصل طلاق وجود دارد، تنها در بعضی از شرایط آن اختلافاتی مشاهده می شود.

    ماده 1120 قانون م فسخ ، انفساخ[6]، طلاق و بذل مدت را از علل انحلال نکاح معرفی می کند، اما باید توجه داشت که فوت و همچنین انقضاء مدت در ازدواج موقت نیز از موارد انحلال نکاح است. به هر حال هرگاه طلاق با شرایط خاص خود بوجود آمد، نکاحی را که بواسطه یک عقد با توافق زن و شوهر از قبل بوجود آمده بود منحل می کند.

    باید توجه داشت طلاق هم به نوبه خود انواعی دارد که با توجه به اینکه در این تحقیق سعی در تبیین طلاق قضایی دارد، فقط به آن اشاره ای مختصر داریم:

    الف: طلاق بائن : طلاقی که مرد در آن حق رجوع به زن را ندارد، مگر به تجدید عقد نکاح مانند طلاق خلع و مبارات، طلاق یائسه، طلاق سوم بعد از سه وصلت، طلاق او زوجه غیر مدخوله و طلاق صغیره هر چند دخول واقع شود.[7]

    ب : طلاق رجعی : در فقه و حقوق کنونی نوعی از طلاق است که شوهر میتواند در ایام عده و بدون نکاح مجدد با زن خود به سر ببرد.[8] طلاق رجعی رابطه نکاح را از بین نمی برد زیرا زوال این رابطه به دو عامل بستگی دارد : 1- طلاق 2- انقضای عده. بنابراین با رجوع مرد ایام عده همان رابطه نکاح قبلی به حال سابق باقی می ماند.[9] به عبارتی طلاق یک عمل حقوقی است که این عمل بوسیله رجوع که خود یک ایقاع است از بین می رود. این ایقاع باعث می شود که طلاق که یکی از اسباب انحلال نکاح بود برطرف شود و همان رابطه سابق باقی بماند.

    بند دوم : طلاق به نکاح دائم اختصاص دارد :

    باید توجه داشت که امروزه ازدواج موقت[10] را می توان خاص حقوق ایران دانست.[11]

    شیعیان لبنان، سوریه و عراق علیرغم اینکه به جواز و اباحه متعه اذعان دارند، نکاح متعه انجام نمی دهند و محاکم شرعی مذهب جعفری در لبنان نکاح متعه جاری نمی کنند و از زبان پیدایش، این محاکم به ازدواج موقت اجازه نداده اند.[12]a

    در همین محدوده هم در این نوع ازدواج به اتفاق فقها طلاق راهی ندارد و برای پایان دادن به آن از دیگر موارد انحلال نکاح یعنی انقضاء مدت استفاده می شود و همانطوری که اشاره شد بذل مدت نیز خاص ازدواج موقت است.

    امام خمینی در باب شرایط نکاح موقت می فرمایند «لایتع علیها طلاق و انما تبین بانقضاء والمده وهبتها ولارجوع. له بعد ذلک»[13] همچنین در کتاب طلاق بیان می دارند : «یشرط فی المطلعه ان تکون زوجه دائمه، فلایقع الطلاق علی المتمتع بها...»[14]

    در شرح لمعه آمده است : «لایقع بها(المتعه) طلاق بل تبین بانقضاالمده او بهبته ایاها...»[15]

    مستند فقهی این موضوع علاوه بر اتفاق فقهای امامیه، صحیحه محمدابن مسلم از امام رضا(ع) است که وی عرض می کند : آیا جدایی در نکاح موقت به طلاق خواهد بود؟ امام در جواب می فرمایند : «بله» و همچنین در مورد ایلا در ازدواج موقت بنابرقول مشهور بی مورد است. زیرا بدون قسم زوج می تواند با زوجه ترک مواقعه بنماید و زوجه حق مطالبه نخواهد داشت.

    در حقوق کنونی ماده 1131 به تبعیت از فقه امامیه بیان می دارد که «طلاق مخصوص عقد دائم است و زن منقطعه به انقضای مدت یا بذل آن از طرف شوهر از زوجیت خارج می شود.»

    به عبارتی «در نکاح موقت زوجه مانند اجیر است»[16] و حتی حق ارث بردن هم ندارد. به همین دلیل جدایی آن هم احتیاج به طلاق که تابع مقررات مخصوص (من جمله داوری، وجود شاهد و ...) است، نخواهد داشت. بنابراین هرجا، در مورد طلاق صحبت می شود منظور ازدواج دائم است.

    بند سوم : طلاق از فسخ متفاوت است :

    قبلاً بیان شد که فسخ و طلاق از علل انحلال نکاح می باشند. این دو مورد با وجود شباهتهایی که با یکدیگر دارند(مانند اینکه هر دو از اعمال حقوقی یکجانبه اند و عده فسخ و طلاق یکی است و سه طهر می باشد[17]...) ، اما تفاوتهایی بین آنها وجود دارد که آنها را از هم متمایز کرده است. در قسمت قبل از طلاق و تعریف آن مطالبی گفته شد، اینک تعریف کوتاهی از فسخ ارائه می دهیم : در فسخ یک ایقاعی است که اثر عقد یا ایقاع معین را از بین برده و به حالت زمان حدوث عقد یا ایقاع برمی گرداند.»[18] که البته منظور از ایقاع یا عقد معین در اینجا همان نکاح است که خاطر وجود شرایطی باعث می شود که حق فسخ برای یکی از دو طرف یا هر دو بوجود آید. تفاوتهای فسخ و نکاح عبارتند از :

    اختیارات مرد در طلاق بیشتر از زن است در حالی که در فسخ چنین نیست. در حقوق ما اصولاً طلاق بوسیله مرد واقع می شود یا به نمایندگی او، در حالی که در فسخ نکاح برحسب مورد ممکن است از جانب شوهر یا زن باشد.[19]

     در زمان طلاق زن باید دارای شرایط خاص جسمانی و فیزیکی باشد مثل قرارداشتن در طهرغیرمواقعه.(مواد 1135 و 1141 ق.م)

    فسخ نکاح برخلاف طلاق تشریفات خاص و ویژه (مثل الزام مراجعه به دادگاه و دریافت گواهی عدم سازش) نیست.[20]

  • فهرست:

    مقدمه

    فصل اول : کلیات

    مبحث اول : تعریف طلاق

    مبحث دوم : ماهیت طلاق

    بند اول : طلاق یکی از علل انحلال نکاح است

    الف) طلاق بائن

    ب) طلاق رجعی

    بند دوم : طلاق به نکاح دائم اختصاص دارد

    بند سوم : طلاق از فسخ متفاوت است

    بند چهارم : طلاق یک ایقاع تشریفاتی معین است

    الف) طلاق یک ایقاع است

    ب) یک عمل حقوقی تشریفاتی است

    ج) یک ایقاع معین است

    مبحث سوم : اختیار در طلاق

    بند اول : تعریف

    بند دوم : اختیار طلاق دراسلام

    بند سوم : علت واگذاری حق به مرد

    بند چهارم : طلاق به درخواست زن از دیدگاه اسلام

    الف) تعریف حق

    ب) تعارض حقوق- سوءاستفاده از حق

    ج) جنبه های عملی ضمانت اجرای سوء استفاده ازحق

    د) سوء استفاده از حق در فقه اسلامی

    یک : سوء استفاده از حق در فقه امامیه

    دو : ملاک های سوء استفاده از حق

    فصل دوم : موجبات ایجاد حق طلاق قضایی

    مبحث اول : قاعده نفی عسر وحرج

    بند اول : تعریف

    الف) نظریه شیخ الشریعه اصفهانی

    ب) نظریه مرحوم نراقی

    ج) نظریه مرحوم ملامحمدکاظم خراسانی

    د) نظریه شیخ مرتضی انصاری

    دو) نظریه امام خمینی(ره)

    بند چهارم : مجرا و قلمرو قاعده

    الف) مجرای قاعده

    ب) قلمرو قاعده

    ج) تعارض روقاعده لاضرر

    د) تعارض قاعده لاضرر، قاعده نفی عسروحرج

    ه) آیا برای رفع ضرر از خود، ضرر به غیرجایز است؟

    و) آیا قاعده لاضررشامل امورعمومی هم می شود؟

    فصل سوم : اقسام و مصادیق طلاق قضایی در حقوق کنونی

    مبحث اول : تاریخچه

    بند اول : قانون مدنی سال 1313

    بند دوم : قانون حمایت از خانواده سال 1313

    بند سوم : قانون حمایت از خانواده سال 1353

    بند چهارم : لایحه قانونی دادگاه مدنی خاص سال 1358

    بند پنجم : تصمیم شورای عالی قضایی مبنی بر گنجانیده شدن شروطی در عقدنامه ها

    بند ششم : قانون اصلاح مقررات مربوط به طلاق مصوب 1371؛ مجمع تشخیص مصلحت نظام

    بند هفتم : تبصره موصوب مجمع تشخیص سال 381

    مبحث دوم : اقسام و مصادیق طلاق قضایی در قانون مدنی

    بند اول : خودداری و عجز شوهر از پرداخت نفقه

    الف) طرح موضوع

    ب) تعریف نفقه زوجه

    ج) ماهیت حق زن بر نفقه

    د) شرایط وجوب نفقه

    الف) تعریف لغوی

    ب) تعریف فقهی و حقوقی

    بند دوم : مدارک و مستندات قاعده

    الف) کتاب

    ب) سنت

    ج) اجماع

    د) عقل

    یک : بنای عقلا

    دو : قاعده لطف

    بند سوم : تعیین لا در «لا حرج»

    بند چهارم : مجرای قلمرو وقاعده

    الف) مجرای قاعده

    ب) قلمرو قاعده

    یک : حرج عمومی

    دو : حرج شخصی

    سه : حرج واقعی یا معلوم

    چهار: شمول قاعده نسبت به امور عمومی

    پنج : رخصت یا عزیمت بودن مفاد قاعده

    مبحث دوم : قاعده لاضر

    بند اول : کلیات

    بند دوم : مدارک و مستندات قاعده

    الف) کتاب

    ب) سنت

    ج) اجماع

    د) عقل

    بند سوم : معنی ضرر و ضرار

    بند چهارم : معنی لا در قاعده «لاضرر»

    یک : دائمی بودن نفقه

    دو : تمکین زوجه

    دو) موانع وجوب نفقه

    یک : عدم سکونت زوجه در منزل زوج

    دو : سوء معاشرت زوجه

    سه : عدم معاضدت در تشییرمبانی خانواده

    و) حقوق قابل اعمال زن در صورت ترک نفقه از جانب مرد

    یک : استنکاف شوهر از پرداخت نفقه

    دو : عجز شوهر ازپرداخت نفقه

    بند دوم : غایب مفقودالخبر

    الف) تعریف

    ب) عناصر

    یک : غیبت

    دو: انقضای مدت نسبتاً طولانی

    سه : فقد خبرحیات یا ممات

    ج) طلاق زوجه غایب در فقه اسلامی و حقوق

    بند سوم : عسروحرج و ضرر برای زوجه

    الف) طرح موضوع

    ب) محدوده رفتار شوهر در بروز عسروحرج

    ج) مرجع تعیین مصادیق طلاق قضایی

    د) مصادیق عسروحرج

    یک : مصادیق عنوان شده در قانون

    غیبت شوهر و ایجاد عسروحرج

    اعتیاد زوج به یکی از مواد مخدر یا ابتلا به مشروبات الکلی

    محکومیت قطعی زوج

    ابتلاء زوج به بیماری های صعب العلاج روانی یا هر عارضه صعب العلاج دیگر

    دو : مصادیق قابل ذکر در قانون نیامده است.

    عقیم بودن مرد و سایر عوارضی که مانع تولید نسل می شود به شرط عدم امکان درمانی

    اختیار همسر و یا همسران دیگر توسط مرد

    بی عدالتی در رفتار با همسران

    ادامه شغلی که منافی مصالح خانواده با حیثیت زن باشد

    ارتکاب جرمی که مغایر با حیثیت خانواده یا شئون زن باشد

    ارتکاب اعمال منافی عفت

    ایراد تهمت های ناروا به زن توسط مرد

    اجبار زن به کارهای خلاف شرع یا دون شأن او

    سوء رفتار و معاشرت با زوجه

    ه) مصادیق عنوان شده در قانون

    یک : مصادیق عنوان شده در قاون

    ضرب و شتم یا هرگونه سوء رفتار زوج که عرفاً با توجه به وضعیت زن قابل تحمل نباشد.

    ابتلاء مرد به بیماری های سری که زندگی مشترک را مختل کند.

    دو : مصادیق قابل ذکر که در قانون نیامده است.

    ابتلاء مرد به امراضی چون موج گرفتگی

    ابتلاء مرد به بیماری ایدز و بیماریهای سلی

    عدم تأمین جانی

     

     

    منبع:

    اباذری فومنی، منصور، انحلال نکاح دائم ازنظر قانون مدنی ایران، تهران، نشر خیام، 1370

    امامی، دکترسیدحسن، حقوق مدنی، تهران، کتاب فروشی اسلامیه، ج 4 و5

    امینی، علیرضا، آیتی، محمدرضا، تحریرالروضه فی شرح اللمعه، تهران، سمت، بهار 1380

    بازگیر، یدا...، قانون مدنی در آینه آرامی دیوان عالی کشور(حقوق خانواه)، تهران، انتشارات فردوسی، 1380

    بهرامی، حمید، سوء استفاده ازحق، تهران، اطلاعات، 1380

    تولیت، سیدعباس، تحریرات درس قواعد فقه 1، تهران، دانشکده علوم قضایی، 1385

    جعفری لنگرودی، محمدجعفر، ترمینولوژی حقوق، تهران، کتابخانه گنج دانش، 1383

    جعفری لنگرودی، محمدجعفر، مکتبهای حقوقی در اسلام، تهران، شرکت افست(سهامی عام) دی ماه 1359

    حائری شاه باغ، دکترسیدعلی، شرح قانون مدنی، تهران، وزارت دادگستری، 1328

    ره پیک ، دکترحسن، تقریرات درس حقوق مدنی 4، تهران دانشکده علوم قضایی، 1384

    دفتر همکاری حوزه و دانشگاه، درآمدی در حقوق اسلامی، تهران، سمت، بهار 68

    دیانی، دکترعبدالرسول، حقوق خانواده، ازدواج و انحلال آن، تهران، امید دانش، 1379

    سیدمرتضی، ابوالقاسم ملقب به علم الهدی، الانتصار، قم، نشر اسلامی، 1415 ه .ق

    شایگان، علی، حقوق مدنی، تهران، طاها، 1366

    شهید اول، اللمعه الدمشقیه، مسجدسرایی، حمید، تهران، خط سوم، 1383

    صفایی، دکترسیدحسین، امامی، دکترسیداسدا...، مختصر حقوق خانواده، تهران، میزان، زمستان 1384

    صفایی ، دکتر سیدحسین، قاسم زاده، دکترسیدمرتضی، تهران، سمت، زمستان 82

    طاهری، حبیب ا...، حقوق مدنی 1 و2، قم، دفتر انتشارات اسلامی، 1376، ج1

    طباطبایی، علامه محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، قم، دارالکتب الاسلامیه، ج 14

    طباطبایی یزدی، محمدکاظم، ملحقات عروه الوثقی، تهران، 1378، ج 2

    عاملی، شیخ حر، وسائل الشیعه، قم، مؤسسه آل البیت علیهم السلام لاحیاء التراث

    العاملی، زین الدین، روضه البهیه فی شرح اللمعه الدمشقیه، بیروت؛ دارالعالم الاسلامی 1410 ه .ق

    العاملی، زین الدین، مسالک الافهام، چاپ بیروت، 1410، ج1

    عراقی، عزت ا...، آیا می دانیدطلاق و وسائل آن کدامند؟ تهران، آسیا، 1364

    کاتوزیان، دکترناصر، اعمال حقوقی، تهران، میزان، 83

    کاتوزیان، دکترناصر، حقوق مدنی خانواده، تهران، شرکت انتشار، 1368

    کاتوزیان، دکترناصر، حقوق مدنی، ضمان قهری، مسئولیت مدنی، تهران، دانشگاه تهران، 1369

    کلینی، محمدیعقوب، فروغ کافی، قم، دارالمکتب الاسلامیه، 1359 ه. ق

    گرجی، ابوالقسم، مقالات حقوقی ، تهران، مؤسسه انتشارات ، مرداد 1372

    محقق داماد، سیدمصطفی، حقوق خانواده، نکاح و انحلال آن، تهران، وزارت ارشاد اسلامی، پاییز 61

    محقق داماد، سیدمصطفی، قواعد فقه بخش مدنی، تهران، سمت ، بهار 74 ، ج 1 و 2

    مطهری، دکترشهید مرتضی، نظام حقوق زن در اسلام، تهران، شرکت افست(سهام عام) ، دی ماه 1359

    مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، قم، داراکتب اسلامی، فروردین 1353

    مکارم شیرازی، ناصر، قواعد الفقهیه، قم، مدرسه الامام الامیر المومنین (ع)، 1410 ه.ق

    منتظرقائم، مهدی، جزوه درسی اصول فقه 2، تهران، دانشکده علوم قضایی 1383

    موسوی بجنوردی، سیدمحمود، قواعد فقهیه، تهران، عروج، پاییز 79

    موسوی خمینی، امام، روح ا...، تحریر الوسیله، قم، مؤسسه اسماعیلیان، 1365

    موسوی خمینی، امام، روح ا...، الرسائل، قم، مؤسسه اسماعیلیان، 1369

    مرگویی، حاج علی، قاعده عسروحرج و حق زنان در طلاق و تحلیل حقوقی و فقهی ماده 1130 قانون مدنی» تهران، اطلاعات، 1379

    مهرپور، حسین، مباحثی از حقوق زن از منظر حقوق داخلی، مبانی فقهی و موازین بین الملل، تهران، اطلاعات، 1379

    محقق ممدحسن، جواهرالکلام فی شرح شرایع الاسلام، تهران، انتشار اسلامی، جلد 29 و 30 و 31 و 32، شوال 1451 ه .ق

    نوری،محمدعلی، قانون مدنی فرانسه با ترجمه، تهران، گنج دانش، 1376

    ولیدی، محمدصالح، حقوق جزای عمومی، مسئولیت جزایی، مشارکت و مساعدت در جرم، تهران، نشر داد، 1372

     

چکیده امروزه متاسفانه شاهد افزایش آمار طلاق در جامعه هستیم و می بینیم که احساس امنیت و آرامش و روابط صمیمانه بین مرد و زن به سستی گراییده است و خانواده به گونه فزاینده ای با نیروهای مخرب مواجه شده و تهدید مهمی برای سلامت جامعه به شمار می رود و طلاق مهمترین عامل از هم سیختگی ساختار بنیادی ترین بخش جامعه، یعنی خانواده است. لذا در این تحقیق سعی داریم به بررسی ماهیت طلاق وعوامل مهم ...

بي‌شک يافته‌هاي علمي دانش فراواني از چگونگي تحولات زندگي انسان‌ها از گذشته دور را تاکنون عرضه داشته‌اند. کاوش‌هاي علمي و تاريخي و مدارک و مستندات به دست آمده، جملگي نمايانگر آنند که انسان‌ها به تدريج و در فرايند زمان، از يکسو با پيچيده‌شدن ذهن و اند

طلاق در اصل رها کردن از روی پیمان و قراردارد است ورها کردن از قید زوجیت نیز طلاق نامیده شده است. و در اصطلاح شریعت، همان مفهوم عرفی رایج میان عقلاء را می رساند که شارع مقدس با شرایط خاصّی امضا کرده وبه معنای گشودن پیوند زناشویی با واژه مخصوص یا اشاره و نوشته ای که جایگزین آن باشد، چه پیوند زناشویی بلافاصله گشوده شود و چه بعد از گذشت زمان معین. و در اصطلاح حقوق نیز طلاق عبارتست ...

طلاق در اصل رها کردن از روي پيمان و قراردارد است ورها کردن از قيد زوجيت نيز طلاق ناميده شده است. و در اصطلاح شريعت، همان مفهوم عرفي رايج ميان عقلاء را مي رساند که شارع مقدس با شرايط خاصّي امضا کرده وبه معناي گشودن پيوند زناشويي با واژه مخصوص يا اشار

طلاق شعله ی محبت را خاموش می کند، عشق ها را به کینه و دشمنی بدل می سازد، ضعف های یکدیگر را در برابر چشم هم بزرگ می نماید. حتی سبب می شود که آنان فقط نقاط منفی یکدیگر را ببیننند، هر کدام سعی دارد دیگری را متهم سازد و زمینه را برای سقوط او فراهم نماید، زنی مهربان یک باره لجباز می شود و مردی با چنان عظمت و وقار یک باره عیب جو می شود و این همه برای پاره کردن رشته ی الفت هاست. روز به ...

طلاق حقی نیست که به مرد عطا شده باشد و از زن بازداشته شده باشد بلکه طلاق آخرین راه چاره ایست که برای پایان دادن به زندگیهای بدون عاطفه و مشقت بار در نظر گرفته شده است به همین لحاظ مسولیت فردی که اختیار بیشتری در این موضوع دارد بیشتر است لذا باید توجه داشت افرادی که از روی هوا و هوس به این امر اقدام میکنند و با بروز کمترین اختلافات آنرا چاره کار خود میدانند روزی باید در مقابل ...

دید کلی روز به روز ازدواجهای ناشاد بیشتری به طلاق ختم می‌شوند. حدس و گمانهایی راجع به خاستگاه افزایش نرخ طلاق وجود دارند که عبارتند از: افت اخلاقی ، خودخواهی فزاینده نسل من ، جستجو برای تجارب جدید و ناتوانی آدمیان در ایجاد روابط عمیق. امروزه تحریم‌های اجتماعی در برابر طلاق از بین رفته است. شاید شگفتی واقعی در آن نباشد که نرخ طلاق این چنین افزایش یافته است. شگفتی حقیقی آن است که ...

سه طلاق در یک جلسه طبق کدام آیه قرآن است؟ قران برای عمل است و مسلمان باید براساس آن عمل نماید خداوند در قران (بقره 229 )می فرماید « ٱلطَّلَٰقُ مَرَّتَانِ ۖ فَإِمْسَاکٌۢ بِمَعْرُوفٍ أَوْ تَسْرِیحٌۢ بِإِحْسَٰنٍۢ ۗ طلاق، (طلاقی که رجوع و بازگشت دارد،) دو مرتبه است؛ (و در هر مرتبه،) باید به طور شایسته همسر خود را نگاهداری کند (و آشتی نماید)، یا با نیکی او را رها سازد (و از او جدا ...

طلاق در اصل رها کردن از روي پيمان و قراردارد است ورها کردن از قيد زوجيت نيز طلاق ناميده شده است. و در اصطلاح شريعت، همان مفهوم عرفي رايج ميان عقلاء را مي رساند که شارع مقدس با شرايط خاصّي امضا کرده وبه معناي گشودن پيوند زناشويي با واژه مخصوص يا اشار

چکیده طلاق، حقى است که شرعا و قانونا استیفاى آن در اختیار مردان است. روایات فراوانى در این رابطه وجود دارد و قانون مدنى ایران نیز در ماده 1133 به این امر تأکید کرده است. با وجود این، در شرع اسلام و قانون مدنى ایران مواردى وجود دارد که صریحا اجازه مى‏دهد قاضى به درخواست زوجه، حکم به طلاق بدهد. با توجه به وضعیت جامعه کنونى ما، بخصوص در عرصه روابط خانوادگى، این بحث مطرح مى‏شود که ...

ثبت سفارش
تعداد
عنوان محصول